با اين روش ناپسند مىداند . او مىگويد : « 1 » « از اين ناخوشايندتر و بدتر اينكه بعضى از قراء و افراد نادان از نقطهگذاران ، چندين قرائت و حروف مختلف را در يك مصحف جمع مىكنند . آنها براى هر قرائت و حرفى رنگى از رنگها را كه مخالف با رنگ سياه است ، اختصاص مىدهند ، مانند قرمز ، سبز ، زرد و لاجوردى . و در اول مصحف به آن تصريح و راهنمايى مىكنند تا قرائتها و حروف مشخص شوند . اين كار بالاترين مصداق خلط و شديدترين نوع تغيير رسم است . » ولى دانى ذكر مىكند كه ابو الحسين بن منادى اين كار را اجازه داده است . او در كتابى كه درباره نقطهها دارد ، مىگويد : وقتى كلمهاى را كه با دو وجه يا بيشتر خوانده مىشود نقطهگذارى مىكنى ، در يك كاغذ جداگانهاى نامهاى رنگها و نامهاى قاريان را بنويس تا خواننده آنها را بشناسد ، و بايستى رنگها صاف و روشن و قلم متوسط باشد . مىگويد : اگر خواستى كه نقطهها دايرهاى باشد عيبى ندارد و اگر بعضى از آنها را دايرهاى و بعضى را مانند اعراب شعر قرار دادى ، ضررى نمىرساند البته بايد حق حروفى را كه داراى اختلاف است ، ادا كرده باشى » « 2 » .
سخن ابن منادى دربارهء امكان جمع بيش از يك قرائت با استخدام نقطههاى گرد و اعراب مستطيل با هم ، ضبط يك مصحف خطى را كه در دار الكتب المصريه موجود است براى ما روشن مىسازد ، مصحفى كه بر آن نوشته كه به خط جعفر صادق عليه السّلام ( متوفى 148 ه ) است و احتمالا اين جمله را پس از كتابت مصحف نوشتهاند . « 3 » اين مصحف را مورتيز مربوط به قرن دوم و يا سوم مىداند و از آن شش لوح آورده است ( لوحهاى 36 - 31 ) و شايد اين مصحف با توجه به روش ضبطى كه دارد ، پس از خليل بن احمد ( متوفى 170 ه ) نوشته شده باشد . در لوحهايى كه مورتيز آورده رنگهاى حركات مشخص نيست ، ولى پس از آنكه به اصل مصحف كه در دار الكتب المصريه محفوظ است « 4 » و تا آخر سوره كهف مىباشد ، مراجعه كردم ، راز كثرت علامتها را شناختم . چنين مىنمايد كه اين مصحف نخست بر اساس قرائت معيّنى نوشته شده و با علامتهايى كه خليل
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 20 .
( 2 ) المحكم ، ص 22 - 21 .
( 3 ) بنگريد به : ناجى زين الدين : بدائع الخط العربى ، شكل 649 ، ص 349 و ص 491 ، تسلسل 649 .
( 4 ) به شمارهء 1 ، مصاحف .