نقطهگذارى شده و بعضى از آنها كاملا از نقطه خالى است و بعضى از كلمات گاهى نقطهگذارى شده و گاهى نشده است .
در مجموعهء آقاى ناجى زين الدين ، تعدادى از تصويرهاى مربوط به مصاحف محفوظ در كتابخانههاى عالم ديده مىشود و در آنها روش نشان دادند حركات با نقطههاى گرد ، اعمال شده است . « 1 » شك نيست كه تعيين دورهء تاريخى معينى كه اين برگهاى نمونه از مصاحف مربوط به آن گرفته شده ، آسان نيست ، ولى اگر همهء آنها به قبل از قرن سوم مربوط نباشد ، حداقل بعضى از آنها به قرن دوم بر مىگردد و آنها بيانگر همان روشى است كه ابو الاسود آن را پايه گذارى كرده است . در غالب اين مصاحف ديده مىشود كه گاهى نقطه زياد است و شامل حركات اعراب و حركات ديگر در كلمه مىشود و گاهى هم نقطه كم است ، به گونهاى كه گاهى در يك كلمه فقط يك حرف نقطه گذارى شده كه آن هم گاهى حرف آخر و گاهى حرف ديگر است .
همان گونه كه در خبر سابق گذشت ، كسايى مىنشست و مردم ، مصاحف خود را مطابق با قرائت او نقطه گذارى مىكردند ، و ديديم كه ذهبى در دنباله اين خبر افزود كه « هنوز اعراب گذارى براى مردم ظاهر نشده بود كه آنها با نقطه اعراب گذارى مىكردند . » منظور ذهبى اين نيست كه اعراب گذارى خليل را مردم نمىشناختند ، بلكه منظور او اين است كه مردم آن را در مصاحف به كار نمىبردند ، بلكه در آغاز تنها اهل لغت و شعر آن را به كار مىبردند و براى اعراب گذارى مصاحف از نقطههاى گرد استفاده مىكردند و اين قرنها بعد از خليل ادامه داشت . دانى روايت مىكند كه مصحفى را ديده است كه حكيم بن عمران نقطهگذار اهل اندلس در سال 227 آن را نقطهگذارى كرده و حركات را با نقطههاى قرمز مشخص كرده است . « 2 »
به نظر مىرسد كه اعراب مستطيل كه خليل آن را وضع كرد ، در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم در مصاحف مورد استفاده قرار گرفت . اين كار بيشتر در محيط عراق انجام پذيرفت كه مركز حركتهاى علمى و لغوى بود و در جهت استفاده از تلاشهاى دانشمندان
هامش
( 1 ) بنگريد به : مصور الخط العربى ، شكلهاى 74 ، 75 ، 76 ، 78 ، 83 .
( 2 ) المحكم ، ص 87 .