نقش حرّان مىيابيم ( 568 م ) .
دانشمندان علوم عربى تصريح كردهاند كه شايسته براى هر كلمهاى اين است كه از كلمهء قبلى و بعدى جدا نوشته شود تا هر لفظى به تنهايى و جداگانه به معناى خود دلالت كند . « 1 »
بنابراين ، اصل در كلمه جدايى آن از كلمات ديگر است ، چون هر كلمهاى به معنايى غير از معناى كلمهء ديگر دلالت دارد . پس همانگونه كه دو معنا از يكديگر جدا هستند ، لفظ نيز چنين باشد و در خط نيز كه نايب لفظ است ، جدا از كلمات ديگر باشد بهتر است . « 2 » پيش از اين اشاره كرديم كه حدود فاصله ميان كلمات در تلفظ متصل تقريبا نامشخص است ، حتى نمىدانيم كه بسيارى از مقطعها بلكه حتى مجموعهء مقطعها را كلمات مستقل بشماريم و يا آنها را به كلمات همجوار وصل كنيم . « 3 » و براى همين است كه كلماتى كه از يك مقطع كوتاه تشكيل شدهاند و سيبويه آنها را كلمات يك حرفى مىناميد ، هميشه به قبل يا بعد خود متصل هستند . و ابن درستويه چنين تعليل مىكند : « چون عربها يك حرف تنها را به زبان نمىآورند كه با آن ابتدا كنند و يا بر آن وقف نمايند در كتابت نيز به پيروى از تلفظ ، نبايد اين حروف تنها باشند مگر اينكه از آن حروف شش گانهاى باشند كه به ما بعد خود متصل نمىشوند » ، « 4 » و اما كلماتى كه از دو حرف تشكيل يافتهاند ، به اين معنا كه از يك مقطع بلند و باز درست شدهاند مانند ( فى ، ما ، لا ) و يا از يك مقطع بلند بسته درست شدهاند مانند ( عن ، من ) اينها در بيشتر موارد در كتابت جدا نوشته مىشوند . و علماى رسم گفتهاند كه اصل در خط اين است كه هر كلمه با دو حرف يا بيشتر جدا از كلمهء بعدى نوشته شود مگر اينكه ضمير متصل باشد . « 5 » اين سخن در فهم واقعيت كتابت عربى سخن درستى است .
در حالى كه بعضى از كلمات يك حرفى يا دو حرفى ، روش خاصى در اتصال يا انفصال دارند ، بعضى از كلمات دو حرفى از لحاظ صداى قبل يا بعد يا به حسب نوع كلمه ، گاهى متصل و گاهى منفصل نوشته مىشوند ، و اين پديده به وضوح در رسم عثمانى در
هامش
( 1 ) ابن درستويه : ص 22 .
( 2 ) بنگريد به : سيوطى : همع الهوامع ، ج 2 ، ص 237 .
( 3 ) فندريس : ص 86 .
( 4 ) كتاب الكتاب ، ص 22 .
( 5 ) ابن وثيق اندلسى : لوح 16 و نيز بنگريد به : ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 147 .