او سپس كلماتى را كه حروف آنها سه يا بيشتر است ، بخصوص آنها كه معرب نيست بر شمرده ، به اين ترتيب : على ، الى ، حتى ، حسب ، غير ، سوى ، كل ، بعض ، مثل ، بله ، قبل ، نول ، اذا ، لكن ، سوف ، قبل ، بعد ، كيف ، اين ، متى ، حيث ، خلف ، امام ، قدام ، فوق ، ليس ، اى ، انّ ، ليت ، لعلّ ، عسى ، لدن ، لدى ، دون ، قبالة ، بلى ، نعم ، بجل ، اذن ، لمّا ، لوما ، لولا ، أما ، ألا ، كلا ، انّى . سپس مىگويد : ما از اين سه تا يك حرف يا دو حرف را نوشتيم و در آن اشكال است » « 1 » .
ملاحظه مىشود كه سيبويه اصطلاح ( حرف ) را به طور نامشخصى استعمال مىكند .
شايد منظور او در اينجا همان علامتهاى نوشتارى و يا حروفى كه علامتهاى نوشتارى دارند باشد ، به آن صورتى كه در فصل مربوط به تعداد حروف عربى تعبير آورد . مثلا باى جرّ نزد سيبويه يك حرف است ولى ( فى ) دو حرف است . در حقيقت باى جرّ در مثل ( بالبيت ) از يك حرف صامت و يك كسرهء كوتاه تشكيل يافته و ( فى ) نيز به همان نحو است جز اينكه كسرهء آن بلند است و در رسم الخط با علامت ياء نشان داده شده است و اين مطلب در جايى كه ( فى ) در سياق واقع شود روشن مىگردد ، مانند : ( فى البيت ) كه در اينجا مانند باء در ( بالبيت ) تلفظ مىشود ، چون كسرهء بلند وقتى در يك مقطع بسته قرار گيرد ، كوتاه مىشود و ( فى ) مانند باى جرّ از يك حرف صامت و يك كسرهء كوتاه تشكيل مىيابد .
در فصل مقدماتى به تاريخ تطور اتصال علامتهاى حروف عربى و نيز حروفى كه قابليت اتصال دارد و حروفى كه اين قابليت را ندارد ، اشاره كرديم كه « 2 » نظامى كه در كتابت عربى در وصل حروف يا كلمات به آن رسيده ، ثمرهء تطور چند قرن است و تقريبا حدود يك قرن پيش از رسم عثمانى ، اين شيوهء خاص جا افتاده است همانگونه كه آن را در
هامش
( 1 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 312 - 310 .
( 2 ) يك روايت عربى قديمى ( به فصل مقدماتى رجوع شود ) مىگويد : سه نفر از قبيله طى حروف تقطيع شده و موصوله را وضع كردند و روايت ديگرى ( بنگريد به ابن عبد ربّه : ج 4 ، ص 157 ) مىگويد : فرزندان اسماعيل خط را به صورتى وضع كردند كه حروف به هم وصل مىشد تا اينكه نبت و هميسع و قيدر آنها را از هم جدا كردند . البته اين روايات غامض است و بررسيهاى تاريخى نشان مىدهد كه پديدهء ارتباط حروف عربى يك پديدهء قديمى است و به آغاز كتابت نبطى بر مىگردد ( به فصل مقدماتى رجوع كنيد ) .