تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
در لغت عربى به هنگام تلفظ ، مجموعه‌هايى از مقاطع وجود دارد كه هر مجموعه‌اى از مقاطع گوناگونى تشكيل مىشود كه بعضى از آنها به بعضى ديگر پيوسته است و بعضى با بعضى ديگر منسجم شده است و همين موجب اتصال آنها به حساب مىآيد ، و بدين‌گونه كلام عربى به مجموعه‌هايى از اين مقاطع تقسيم مىشود و هر مجموعه‌اى را در اصطلاح ، كلمه مىگويند . كلمه در واقع بخشى از كلام است كه عادتا از يك و يا چند مقطع كه به هم پيوسته‌اند تشكيل شده است و در اثناى تلفظ از هم جدا نيست ، ولى در مقام شنيدن از هم تشخيص داده مىشود ، و بدون شك معانى مستقل آنها در هر زبانى باعث تشخيص آنها مىگردد . « 1 » بنابراين ، محل مناسب براى بررسى واقعگرايانهء علامتهاى حروف ، موقع قرار گرفتن آنها در كلمه است . ولى در عين حال كه همه متفق هستند بر اينكه كلام از مجموعه‌هايى از حروف تشكيل شده كه به آنها كلمه گفته مىشود ، با اين وجود پيدا كردن معيار مشخص و تعريف جامع براى كلمه دشوار است ، چون تعريف كلمه به پيروى از بناى صرفى آن در زبانهاى گوناگون ، متنوع است ، « 2 » همچنين مفهوم كلمه از نظر كتابت با مفهوم آن از نظر حروف و صرف و نحو و لغت فرق دارد ، زيرا كه املاء ، يك نظام لغوى قائم به ذات است ؛ مانند نحو و صرف و لغت . ديگر اينكه عرف آن را با شكل معين خود وضع كرده و به بحثهاى لغوى كه مربوط به آن مىشود توجهى نكرده است ، تا جايى كه شما در كتابت عربى يك جمله كامل را از لحاظ رسم متصل به هم مىبينيد ، مانند ( سنستقبلهم ) و در مقابل كلمه‌اى را مىبينيد كه تمام حروف آن جدا از يكديگر است ، مانند : ( داود ) و ( وزارة ) « 3 » . ولى مشكل بحث در اتصال حروف در بعضى از كلمات ، مانند : ( سنستقبلهم ) و جدايى آن در بعضى ديگر ، مانند ( داود ) يا ( وزارة ) نيست ، چون اتصال و انفصال حروف تابع نظام كتابت عربى است كه در آن شش حرف وجود دارد كه مىتوان آنها را مستقل يا متصل به حرف قبلى نوشت ولى نمىتوان آنها را به حرف بعدى وصل كرد ، و آنها عبارتند از : الف ،
هامش
( 1 ) دكتر ابراهيم انيس : الاصوات اللغويه ، ص 162 - 163 . ( 2 ) فندريس : ص 122 و دكتر تمام حسان : مناهج البحث ، ص 225 و دربارهء تعريف كلمه به همين مصادر رجوع شود به ترتيب : ص 124 و ص 228 - 226 . ( 3 ) دكتر تمام حسان : مناهج البحث ، ص 232 .