جهت امتناع ابتداء به سين ساكن بر اين كلمه داخل شده است و چون باء به كلمه اسم ملحق شد جايگزين الف گرديد و در خط ساقط شد ، و اينكه در
( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ )
ساقط نشده به اين جهت است كه باء در اينجا جايگزين الف نشده همانگونه كه در ( بسم اللّه ) جايگزين شده بود به دليل اينكه حذف باء در
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ
با بقاى معنا ممكن است . چون اگر بگويى : « اقرء اسم ربك » معنا درست است ولى اگر باء از ( بسم اللّه ) حذف شود معناجور در نمىآيد . بنابراين ، فرق ميان آنها معلوم شد . »
اين تعليل كه با حذف باء در ( باسم ربك ) معنا درست است ولى در ( بسم اللّه ) درست نيست و وجود باء در اينجا لازم است ، قانع كننده نيست و بر پايهء درستى استوار نشده است .
پس معلوم شد كه اين پديده هيچ علتى ندارد و فقط از روى عادت و شيوع روش خاص در رسم بعضى از كلمات است . چون همزه در هر دو مثال ساقط شده ولى كاتبان در يكى از آنها از تلفظ تبعيت كردهاند و در ديگرى اصل رسم را قبل از اتصال به ياء در نظر گرفتهاند .
در زمينهء رسم همزهء وصل مثال ديگرى وجود دارد كه در آن تلفظ كلام به صورت متصل ، در اثبات و يا حذف همزهء وصل مؤثر است و آن كلمهء ( الايكه ) است . دانى مىگويد : در تمام مصاحف چنين نوشته شده : « اصحب ليكة » ( شعراء 26 / 176 ) و ( ص 38 / 13 ) كه نه قبل از لام و نه بعد از لام الفى نوشته نشده است ، ولى در سورهء حجر ( 15 / 78 ) و سورهء ق ( 50 / 14 ) با الف و لام و به صورت « اصحب الايكة » نوشته شده است . « 1 »
به نظر مىرسد آنچه كه باعث پيدايش اين شكل در رسم اين كلمه شده ، تخفيف همزهء مفتوح بعد از لام ساكن است كه همزه از لفظ ساقط شده و فتحهء كوتاه آن به لام متصل گرديده و اين تخفيف مشهور است و ورش آن را از نافع روايت كرده است . « 2 » ابو على فارسى گفته است : اينكه نافع حركت همزهء متحرك را به لام معرفه منتقل كرده ، مانند ( الارض و الاخر و الاسماء ) و صورت همزه را حذف نموده است ، اين يك قياس مستمر در همزهء متحرك در حالت تخفيف است كه پيش از آن حرف ساكنى غير از الف قرار
هامش
( 1 ) المقنع ، ص 21 و بنگريد به : فراء : معانى القرآن ، ج 1 ، ص 88 و مهدوى : ص 106 .
( 2 ) بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 35 و دمياطى ، ص 59 .