وجود اينكه مجرد از فاء و واو است ، در مصحف در سوره بقره ( 2 / 211 )
سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ
و در سورهء قلم ( 68 / 4 )
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ
بدون الف رسم شده است .
بنابراين بهتر اين بود كه اين مثالها را در رديف مواردى كه الف وصل در آنها حذف مىشود ، ذكر نمىكردند .
در مثالهاى ديگر ، الف وصل به خاطر پيروى از تلفظ كلمه حذف شده است . ولى علت چيست كه حذف اين علامت در كلمهاى مقبول و مستعمل مىشود ولى در كلمهء ديگر نمىشود ؟ به نظر مىرسد كه عادت و كثرت استعمال در شيوع صورتهاى بعضى از كلمات به شكل معين ، تأثير كرده است و حذف الف از ( بسم اللّه ) و اثبات آن در ( باسم ربك ) و مانند آن ، تنها براى شيوع حذف الف در مورد اول و عدم حذف آن در موارد ديگر است ، و همزه در تلفظ هر دو ساقط مىشود . همچنين گاهى كاتب به چيزى توجه مىكند كه به سبب تلفظ كلمه در مقام درج يا اتصال بعضى از حروف عارض مىشود و گاهى هم اصل اثبات علامت همزه را در حال تلفظ كلمهاى كه در اول كلام ابتداء به ساكن است ، در نظر مىگيرد .
بنابراين ، اختلافى كه ميان پيشوايان علوم عربى دربارهء اثبات يا حذف علامت همزه وصل در ( باسم ) در غير صيغهء ( بسم اللّه ) مانند : ( باسم ربك ) يا ( باسم الرحمن ) وجود دارد ، موردى ندارد . كسايى و اخفش گفتهاند كه حذف مىشود و فرّاء گفته حذف نمىشود مگر در ( باسم اللّه الرحمن الرحيم ) « 1 » و صولى گفته است : « 2 » كسايى حذف الف در مثل ( باسم الخالق ) و ( باسم الرحمن ) را جايز دانسته و كسان ديگر جايز ندانستهاند مگر در ( بسم اللّه ) و همين قول مورد عمل و بهتر است .
به نظر مىرسد تعليلى كه خليل براى اين پديده گفته و رازى آن را نقل مىكند ، در قسمت اول درست است ولى قسمت دوم آن درست نيست . فخر رازى از خليل نقل مىكند كه گفته است : « 3 » « علت اينكه الف در ( بسم اللّه ) حذف شده اين است كه اين همزه به
هامش
( 1 ) ابو حيان : البحر المحيط ، مجلد 1 ، ص 16 و بنگريد به : فرّاء : معانى القرآن ، ج 1 ، ص 1 و ابن خالويه : اعراب ثلاثين سوره ، ص 9 و 10 .
( 2 ) ادب الكتاب ، ص 35 و 36 .
( 3 ) مفاتيح الغيب ، ج 1 ، ص 57 .