خامسا : همزهء وصل در رسم عثمانى
از چيزهايى كه از لحاظ تلفظ و كتابت مربوط به موضوع همزه است ، همزهء وصل مىباشد كه در اول بعضى از كلمات مىآيد چون زبان در لغت عربى نمىتواند با ساكن شروع كند و حرفى كه در آغاز كلمه قرار مىگيرد حتما بايد حركت داشته باشد . بعضى از الفاظ از اسم و فعل به گونهاى هستند كه اول آنها با سكون بنا شده است و چون عربها بخواهند آنها را تلفظ كنند همزهء متحركى در اول آنها مىآورند . اين كلمات كه در اول آنها همزهء وصل اضافه مىشود ممكن است اسم يا فعل باشند به اضافه يك حرف كه به اول آن نيز همزهء وصل افزوده مىشود به ترتيبى كه ابن جنى گفته است :
همزهء وصل به فعل در دو مورد اضافه مىشود : يكى ماضى و آن هنگامى است كه تعداد حروف از چهار تا بيشتر باشد و اول آن همزه باشد ، اين همزه همزهء وصل خواهد بود ، مانند : اقتدار ، انطلق ، استخرج ، احمرّ ، اصفارّ . دوم فعل امر از هر فعلى كه حرف مضارع آن مفتوح و ما بعد آن ساكن باشد ، مانند : يضرب ، يقتل ، ينطلق ، يقتدر كه فعل امر آنها مىشود : اضرب ، اقتل ، انطلق و اقتدر .
و اما زيادت همزهء وصل در اسم ، آن نيز بر دو قسم است : يكى مصدرهاست و ديگر بعضى از اسماى غير مصدر است . اسماى مصادر عبارتند از : هر مصدرى كه در اول فعل ماضى آن همزهء وصل باشد و در اول خود آن نيز همزهاى واقع شده باشد كه چنين همزهاى ، همزهء وصل خواهد بود ، مانند : اقتدار اقتدارا و اشتغل اشتغالا و استخرج استخراجا .
و اما اسمايى كه مصدر نيستند ولى در اول آنها همزهء وصل آمده ، آنها ده اسم هستند و عبارتند از : ابن ، ابنة ، امرؤ ، امرأة ، اثنان ، اثنتان ، اسم ، است ، ابنم ، ( به معناى ابن ) ايمن در سوگند .
و اما تنها حرفى كه در اول آن همزه وصل آمده است ، لام تعريف است ، مانند الغلام ، الجارية ، القائم و القاعد . « 1 »
هامش
( 1 ) بعضى از پژوهشگران معتقدند كه اصل همزه در ( أل ) همزه قطع است ( بنگريد به : براجشتراسر : ص 29 و جان كانتينو : ص 185 و دكتر كمال محمد بشر : دراسات فى علم اللغة ، قسمت 1 ، ص 173 - 168 جز اينكه به مرور زمان با آن معامله همزه وصل شده است .