همانند تخفيفى كه همزهء ميانى واقع پس از فتحه پيدا كرده بود ، كلمه ( تلقاء ) در سورهء يونس ( 10 / 15 ) « من تلقاى نفسى » و كلمهء ( ايتاء ) در سورهء نحل ( 16 / 90 ) « و ايتاى ذى القربى » و كلمهء
آناءِ
در سورهء طه ( 20 / 130 ) و « و من آناى الليل » و كلمهء
بِلِقاءِ
در سورهء روم ( 30 / 8 ) « بلقاى ربّهم » و نيز در همان سوره آيه 16 « و لقاى الآخرة » و كلمهء
وَراءِ
در سورهء شورى ( 42 / 51 ) ( او من وراى حجاب ) و در سوره احزاب ( 33 / 53 ) بدون ياء
مِنْ وَراءِ حِجابٍ
« 1 » است .
ملاحظه مىشود كه در اين مثالها علامت الف پيش از ياء ، زايد نيست و به چيزى هم دلالت نمىكند مانند همان الفى كه در كلمهء ( نبأى ) بود و تنها اشاره به فتحه بلندى كه پيش از ياء است دلالت دارد ، مانند الف پيش از ياء در ( باهوائهم ، و الى اوليائهم ) ، و لذا در مصحف تاشكند الف در كلمه ( ايتاى ) ( نحل 16 / 90 ) حذف شده و به اين شكل است :
( ايتى ) ، ولى حذف الف در اينجا مانند حذف آن در ( أفاين ) نيست ، چون الف در ( ايتاى ) در تلفظ ثابت است ولى در ( أفاين ) پس از تخفيف همزه زايد است و به ياى ضعيفى تبديل مىشود و همان ياء رسم مىگردد .
مثالهاى همزهء پايانى كه پس از فتحه واقع شده و به سبب اتصال به ضماير حالت ميانى پيدا كرده و تخفيف يافته و به شكل پس از تخفيف رسم شده و در عين حال علامت قبلى در كنار علامت جديد باقى مانده است ، كلمهء ( ملأ ) مىباشد ، البته در حالتى كه مجرور باشد و به ضميرى اضافه شود . دانى مىگويد : « 2 » « در مصاحف اهل مدينه و عراق و غير آنها ديدم كه كلمهء ( و ملأيه ) و كلمهء ( ملأيهم ) در تمام قرآن با ياء پس از همزه آمده است . » علامت الف اشاره به چيزى است كه همزه پيش از اضافه و در حالت وقف تبديل به آن مىشود ، و علامت ياء نشان دهندهء تخفيف همزه پس از اتصال به ضماير است .
قرار دادن مثالهاى سابق كه همزه در آنها به صورت الف و ياء رسم شده ، تحت يك عنوان و فهم و درك آنها از لابلاى اين حقيقت كه همزه در آنها به سبب اتصال زوايد و يا
هامش
( 1 ) بنگريد به : همان مصادر به ترتيب صفحات 108 و 109 و 113 و ص 98 و ص 47 .
( 2 ) المقنع ، ص 47 كلمهء ( ملأيه ) در شش مورد ( 7 / 103 و 10 / 75 و 11 / 97 و 23 / 46 و 28 / 32 و 43 / 46 ) و كلمهء ( ملأيهم ) در يك مورد ( 10 / 83 ) آمده است .