كه به جاى آن چيزى را ننويسند . « 1 » از جمله مثالهاى آن اين كلمات است : ملء ( 3 / 91 ) دفء ( 16 / 5 ) الخبء ( 27 / 25 ) المرء ( 2 / 102 ) و فراء در آنجا كه راجع به رسم كلمه ( دفء ) صحبت مىكند مىگويد : اين كلمه بدون همزه نوشته شده چون همزه وقتى حرف قبلى آن ساكن شود ، در كتابت حذف مىگردد و اين به جهت پنهان بودن همزه است به هنگامى كه بر آن سكوت شود ، و چون حرف قبلى ساكن باشد نمىتوانند در حال سكوت همزه را ادا كنند ، گويا كه بر حرف فاء سكوت كردهاند . و مانند همين است ( يخرج الخبء ) و ( ملء الارض ) « 2 » .
بعضى از عربها حرف ساكن پيش از همزه را در مثل اين كلمات مشدّد مىخوانند و اين در حال تخفيف همزه است و از بعضى از قاريان نيز همين امر روايت شده است . « 3 » ولى تشديد حرف آخر كلمه پس از سقوط همزه ، در رسم كلمه تأثيرى ندارد ، زيرا كه حرف مشدّد با يك علامته نوشته مىشود .
در مصحف چندين مثال وجود دارد كه در آنها همزهء مسبوق به سكون در آخر كلمه قرار گرفته و تنوين به آن ملحق شده است و اين تنوين تنوين نصب است و كاتبان مطابق با آنچه گفته شد عمل كردهاند جز اينكه آنها الفى را اثبات كردهاند كه عوض تنوين در حال وقف است . مثال آن : جزءا ( 2 / 260 ) خطئا ( 17 / 31 ) وطئا ( 73 / 6 ) رداء ( 28 / 34 ) و به نظر مىرسد كه حرف ساكن پيش از همزه متصل به فتحه بلندى مىشود كه عوض تنوين در حال وقف است ، چون همزه در تخفيف مىافتد و حركت آن به حرف ساكن قبلى منتقل مىشود ، اين قاعده در رسم همزه ، مطابق با حرف ساكن قبل از همزه كه ياء و واو است نيز جارى مىشود چون تخفيف همزه در اين حالت با دادن حركت به حرف قبلى است كه در اين صورت ياء و واو با حركت كوتاه متحرك مىشود ، و يا با تعويض است كه در اين صورت ياء و واو مشدّد مىگردد و در هر دو حالت فقط علامت ياء و واو نوشته مىشود ، چون در حالت اوّل بيش از يك حرف وجود ندارد و در حالت دوم ، حرف مشدّد جز با
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 62 و سليمان بن نجاح ، لوح 13 .
( 2 ) بنگريد به : معانى القرآن ، ج 2 ، ص 96 .
( 3 ) بنگريد به : ابن خالويه ، المختصر ، ص 6 و دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنيه ، ص 136 - 135 و 154 - 152 .