تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
اعراف ( 7 / 34 ) است ولى در جاهاى ديگر با حذف الف نوشته شده است . همچنين مىبينيم كلمهء « مستئنسين » ( احزاب 33 / 53 ) بدون الف رسم شده در حالى كه كلمه
تَسْتَأْنِسُوا
( نور 24 / 27 ) با الف نوشته شده است و اين حالت اشاره دارد بر اينكه نوشتن الف وسطى حتى شامل بعضى از كلماتى شده است كه با حروف زايد طولانى شده است . حذف الف در اين حالت ، دليل جديدى به دست مىدهد كه در رسم عثمانى همزه مطابق با قرائت اهل تسهيل رسم شده است چون كاتب با فتحه بلندى كه از تخفيف همزه حاصل شده ، همان معامله را كرده كه با فتحه بلند وسطى در كلمات غير مهموز انجام داده و آن را در كلماتى كه حروف بيشترى دارد حذف نموده است .

رسم كلمه‌اى كه همزه آن در حالت تخفيف ساقط مىشود بدون اينكه چيزى جايگزين آن گردد

اگر همزه متحرك باشد و بعد از حرف ساكن قرار بگيرد و تخفيف داده شود ، در اين حالت ساقط مىگردد بدون آنكه چيزى جايگزين آن شود و حركت آن به حرف ساكن قبلى متصل مىشود و آن حرف متحرك مىشود و از اين رو كلماتى را كه در آنها همزه چنين حالتى دارد ، در رسم عثمانى هيچ‌گونه اثرى از آنها نيست چون از لحاظ تلفظ ساقط مىشوند . مثالهاى آن ( يسئل ، اسئلك ، فسل ، يسئم ، يسئمون ، تجرؤن ، شطئه ، المشئمة ) و مانند آنها . در اين حالت فرقى نمىكند كه فتحه كوتاه باشد ، مانند مثالهاى ياد شده و يا بلند باشد ، مانند اين مثالها : ( الئن ، القرءان ، الظمئان ) . و از آنجا كه عدم اثبات علامت فتحه بلند در وسط كلمات زياد است ، بعضى از مثالها را مىبينيم كه اين خصوصيت را يافته‌اند ، مانند « قرنا » « 1 » جز اينكه در كلمه ( النشأة ) الف اثبات شده است بدون اينكه فتحه بلندى در آن باشد و قاعده در نوشتن آن بنا بر تخفيف ( النشة ) بود . دانى مىگويد : « 2 » كاتبان مصاحف اتفاق دارند بر اينكه در كلمه ( النشأة ) بعد از شين الفى را رسم كنند . اين كلمه در سوره
هامش
( 1 ) دانى گفته است : ( المقنع ، ص 19 ) الف در رسم كلمه قرآن در سوره يوسف ( 12 / 2 ) و سوره زخرف ( 43 / 3 ) افتاده است . ( 2 ) المقنع ، ص 43 .