عنكبوت ( 29 / 20 ) و سوره نجم ( 53 / 47 ) و سوره واقعه ( 56 / 62 ) آمده است . سپس مىگويد : همزه وسطى كه حرف قبل از آن ساكن باشد در رسم مصحف جز اين كلمه و كلمه ( موئلا ) در سوره كهف ( 18 / 58 ) نمىشناسيم .
در مثالهاى همزه مضموم كه حرف قبلى آن ساكن باشد ، ضمه بعد از همزه بلند است و به صورت واو نوشته مىشود ، مانند : ( مذء و ما ، مسئولا ، مسئولون ) در اينها واو نوشته شده علامت ضمه بلند است و همزه ساقط شده بدون آنكه چيزى در تلفظ و كتابت جايگزين آن شود . و اما مثالهاى همزه مكسورى كه پس از حرف ساكن قرار دارد ، كلمه ( افئدة ) و ( افئدتهم ) مىباشد . تخفيف همزه در رسم اثرى ندارد چون همزه ساقط شده بدون آنكه در بناى كلمه جايگزينى داشته باشد ، بلكه كسرهء آن حركت حرف ساكن قبلى شده است ، مانند مثالهاى گذشته كه براى اين حالت زديم .
3 . همزهء آخر كلمه در رسم عثمانى
همزهاى كه در آخر كلمه واقع شده با همزهاى كه در وسط كلمه است از لحاظ قواعد چندان تفاوتى ندارد جز اينكه در اينجا عاملى وجود دارد كه در توجيه رسم همزهء آخر كلمه نقشى دارد ولى در همزه وسطى آن نقش را ندارد و آن عبارت است از اينكه زبان عربى ميل دارد كه اواخر كلمات را با سكون وقف كند و حرفى كه بر آن وقف مىشود همواره ساكن است « 1 » و براى همين است كه تخفيف همزه پايانى ، آن را به حركت حرف قبلى مربوط مىسازد ولى بعضى از همزهها هستند كه حرف قبلى آنها ساكن است و از اين رو تخفيف همزه پايانى به دو قسم تقسيم مىشود : همزهاى كه حرف قبلى آن حركت دارد و همزهاى كه حرف قبلى آن ساكن است و لذا جايگزين همزه پايانى نيز به دو قسم تقسيم مىشود .
الف : رسم همزه پايانى پس از حرف ساكن
دربارهء رسم همزهاى كه حرف قبلى آن ساكن است ، كاتبان مصاحف اتفاق نظر دارند
هامش
( 1 ) ابن يعيش ، ج 9 ، ص 67 .