همچنين بايد روشهاى قاريان را در تلفظ همزه بدانيم و به كمك آن به رسم عثمانى نظر كنيم و روايات پيشوايان فن از دانشمندان پيشين را در اين زمينه مورد توجه قرار بدهيم .
در مورد موضع قبايل عربى راجع به همزه ، روايات دانشمندان عربى تقريبا اجماع دارد بر اينكه خواندن و تحقيق همزه از ويژگيهاى لغت بنى تميم و قيس و اسد و قبايل مجاور آنها بوده است ، يعنى اينكه تحقيق همزه خصوصيتى از خصوصيات قبايل بدور بوده كه شامل قبايل وسط جزيره و شرق آن مىشود ولى تسهيل همزه يعنى ترك آن در غير اوّل كلمه از خصوصيات لهجه قريش و اهل حجاز بوده است « 1 » .
درباره موضع قاريان راجع به همزه ابن الجزرى گفته است : « 2 » « از آنجا كه همزه سنگينترين حروف از لحاظ تلفظ و دورترين آنها از لحاظ مخرج است ، عربها در آن انواع تخفيف را دادهاند ، مانند : نقل و بدل و بين بين و ادغام و جز آنها ، و قريش و اهل حجاز بيشتر آن را تخفيف مىدادند و بيشتر موارد تخفيف از طريق آنهاست ، مانند ابن كثير به روايت ابن فليح و مانند نافع به روايت ورش و غير او و مانند ابو جعفر در روايات متعدد از او ، و بخصوص روايت عمرى از طريق اصحاب او كه اصلا همزهء وصل را نمىخواند « 3 » و مانند ابن محيصن قارى اهل مكه با ابن كثير و بعد از او و مانند ابو عمرو بن العلاء كه ريشه قرائت او از اهل حجاز است و نيز عاصم به روايت اعشى از ابوبكر از اين جهت كه روايت او به ابن مسعود بر مىگردد » .
ابن مجاهد روايت مىكند كه عيسى بن مينا قالون گفت : اهل مدينه همزه را تلفظ نمىكردند تا اينكه ابن جندب ( متوفى 110 يا 130 ه ) آن را تلفظ نمود و آنها ( مستهزون و استهزى ) را با همزه خواندند . « 4 » روايت قالون را سخن خلف ( متوفى 229 ه ) كه ابوبكر
هامش
( 1 ) درباره اين مقوله بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 163 ، 167 ، 277 ، 286 و ازهرى ج 15 ، ص 691 و ابن منظور ، ج 1 ، ص 14 و نيز ازهرى ، ج 15 ، ص 215 و ابن جنّى : الخصائص ، ج 1 ، ص 383 و زمخشرى : اساس البلاغه ، ج 2 ، ص 36 و دكتر ابراهيم انيس : فى اللهجات العربيه ص 78 و بعد الوهاب حموده ، ص 36 و عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنية ، ص 30 و دكتر عبده الراجحى ، ص 106 - 105 و بلاشير ، ص 82 و برجشتراسر ، ص 29 .
( 2 ) النشر ، ج 1 ، ص 428 .
( 3 ) بنگريد به : كرمانى ( ابو عبد اللّه محمد بن ابى نصر ) : شواذ القراءة ( خطى ) كتابخانه الازهر ، شماره 244 قراءات ، ص 12 .
( 4 ) السبعه ، ص 60 و ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 2 ، ص 292 .