تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
آشكار شود حتما به صورت الف نوشته مىشود ، و لذا در بعضى از مصاحف ( يستهزأون ) با الفى پس از واو نوشته شده و نيز « و ان من شيأ الّا يسبّح بحمده » ( اسراء 17 / 44 ) با الفى پس از ياء نوشته شده و اين به جهت تأكيد در آشكار شدن الف است » . اين از يك سو ، و از سوى ديگر فرّاء ( متوفى 207 ه ) دست ما را بر يك پديده عمومى مىگذارد كه در نشان دادن همزه بر اين معنا تأكيد دارد . او در چندين مورد روايت مىكند كه در مصحف عبد اللّه بن مسعود ، همزه در همه جا به صورت الف نوشته شده است . او كه از اثبات الف در كلمه ( لؤلؤا ) در سوره حج ( 22 / 23 ) صحبت مىكند ، مىگويد : « 1 » اين كلمه را در مصاحف عبد اللّه بخصوص كلمه‌اى كه در سوره حج است ، به صورت ( لؤلأ ) ديدم ، و البته نبايد چنين بخوانى ، « 2 » زيرا كه در مصاحف او همزه همه جا با الف نوشته شده است ، خواه ما قبل آن مكسور يا مفتوح يا غير آن باشد . » او در جاى ديگر كه باز راجع به همزه در مصاحف عبد اللّه صحبت مىكند ، مىگويد : « 3 » « همزه در كتاب ابن مسعود در همه جا با الف نوشته مىشود . » به نظر مىرسد كه رسم هميشگى همزه به صورت الف كه فرّاء نقل مىكند ، براى نشان دادن قرائت كسى بوده كه همزه را اثبات مىكند و شايد در محيط كوفه در آن زمان روش قبايل منتشر شده در شرق جزيرة العرب حاكم بوده و آنها هميشه همزه را اثبات مىكردند ، و يا اين روش مربوط به كيفيت نگارش قديمى همزه اين منطقه بوده است . از چيزهايى كه بر اين مطلب كه روش مزبور در بعضى از محيطها روش عام بود ، و تنها به مصحف ابن مسعود منحصر نبوده است تأكيد دارد ، سخن فراء است كه مىگويد : « 4 » « همزه بيشتر مطابق با ما قبل خود نوشته مىشود ، پس اگر مفتوح باشد با الف و اگر مضموم باشد با واو و اگر مكسور باشد با ياء نوشته مىشود . و گاهى عربها آن را در همه حالات با الف مىنويسند چون اصل آن الف است . آنها مىگويند : همزه را مىبينيم كه وقتى در اوّل كلمه
هامش
( 1 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 220 . ( 2 ) يعنى در تلفظ هجاى اين حروف را در نظر نگير و چنين مخوان : ( لولا ) با الف بدون همزه ( بنگريد به همان مصدر و همان صحفه پاورقى ) و گويا قاعده‌اى كه از وصف فراء در رسم همزه به دست مىآيد اين است كه اين كلمه چنين نوشته شود : ( لألأ ) ( 3 ) معانى القرآن ، ج 3 ، ص 136 . ( 4 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 134 .