علامت فتحه بلند است در عين حال كه در اصل علامت همزه است . « 1 » و بدينگونه كار دوگانهاى در دلالت علامت الف « ا » صورت گرفته كه در اصل بر همزه دلالت مىكند و پس از پيدايش تحول به فتحه بلند هم دلالت مىكند ، و نظير اين تحول براى هر كدام از علامتهاى واو و ياى صامت هم اتفاق افتاده و اين دو علامت در دورههاى پيشين در تاريخ نگارشهاى سامى براى نشان دادن كسره و ضمه بلند به كار رفتهاند همان گونه كه پيشتر اشاره كرديم .
به نظر مىرسد سقوطى كه بر همزه عارض شده اثر خود را در روش رسم آن به جاى گذاشته است ، و لذا همزه وقتى آشكار شود ، به صورت الف نوشته مىشود هر جور كه باشد و هر حركتى كه داشته باشد ولى اگر در تلفظ ساقط شود جانشين آن به صورت الف يا واو و يا ياء نوشته خواهد شد و اين بر حسب حركات سابق و لا حق آن است و بنابراين ممكن است دو روش را در نشان دادن همزه در كتابت عربى به روشنى دريابيم :
روش اوّل
رسم همزه با يك علامت و آن همان علامت الف « ا » است هر كجا كه واقع شود و هر حركتى كه داشته باشد و اين روش مربوط به كتابت بر لهجه كسانى است كه همزه را آشكار مىكنند كه در اين صورت رسم آن مطابق با اصلى است كه در نشان دادن هر حرفى از حروف لغت با يك علامت وجود دارد و اصل علامت همزه همان الف مىباشد و اين مانند بقيه حروف است . اين مطلب همان است كه ابن جنّى به آن اشاره كرده و مىگويد : « 2 » « اگر آشكار شدن همزه اراده شود لازم است كه در هر حالتى به صورت الف نوشته شود .
دليل بر صحت اين مطلب اين است كه اگر الف در محلى واقع شود كه تخفيف آن ممكن نگردد و چارهاى جز آشكار شدن آن نباشد ، در چنين حالتى فقط به صورت الف مىتوان نوشت ، خواه مفتوح يا مضموم و يا مكسور باشد و اين در صورتى حاصل مىشود كه در آغاز كلمه قرار گيرد ، مانند أخذ و أخذ و إبراهيم . پس چون در جايى واقع شود كه بايد
هامش
( 1 ) بنگريد به : دكتر رمضان عبد التواب ، ص 355 و دكتر كمال محمد بشر : دراسات فى علم اللغة ، قسمت اوّل ، ص 59
( 2 ) سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 47 - 46 .