اولا : روش نگارش همزه در كتابت عربى
در لغات سامى به طور كلى حرفى است كه به نام ( الف ) شناخته مىشود . و آن نخستين حرف از حروف ابجدى سامى است و در نگارشهاى اين لغات با علامت معين نوشته مىشود . « 1 » اين حرف در عربى به نام ( همزه ) شناخته شده ولى در عين حال نام قديمى آن كه در عربى به فتحه بلند گفته مىشود ، نيز گاهى در همزه استعمال مىگردد . « 2 »
از آنجا كه صداى همزه در ميان صداهاى لغوى ، از لحاظ روش پيدايش يك صداى خاصى است و از تطابق دو پردهء صوتى همراه با فشار هوا در پشت آنها و باز شدن ناگهانى آن دو حاصل مىشود ، لذا بيشتر مواقع در كلام حذف مىشود « 3 » و همزه صداى ثقيلى است و آن صدايى در سينه است كه با فشار و زحمت خارج مىشود و دورترين حرف از لحاظ مخرج مىباشد و به همين جهت اداى آن براى عربها سنگين است چون اداى آن مانند تهوع است ، « 4 » اين است كه همزه در تلفظ تسهيل مىشود چون تلفظ آن زحمت دارد . « 5 »
وقتى همزه ساقط مىشود ، يك حركت بلند جانشين آن مىگردد . اين حركت از به هم رسيدن دو حركتى كه در دو طرف همزه بودند و يا از طول دادن حركت قبلى پديد مىآيد و اين در حالتى است كه همزه ساكن باشد . مثلا اگر طبق لهجه كسى كه همزه را با تخفيف مىخواند ، اگر در كلمه ( رأس ) همزه ساقط شود ، در تلفظ فتحه بلندى جايگزين آن خواهد شد كه از طول دادن فتحه قبلى به وجود آمده است به صورتى كه كتابت صوتى آن را نشان مىدهد (
- - › raas - - › ras ? s ra
) ولى هجاى كلمه پس از سقوط همزه تغيير نمىيابد ، زيرا كه كتابت ، كمتر تابع تغييرات در صداها مىشود ، تغييرى كه طبعا در دورهء پيش از رسم عثمانى اتفاق افتاده و ميان مردم در نسلهاى بعدى چنين جا افتاده كه الف
هامش
( 1 ) جان كانتينو ، ص 121 .
( 2 ) بنگريد به : ابن جنى : سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 46 و ابو الحجاج بلوى ، ج 1 ، ص 315 .
( 3 ) بنگريد به : ابن الجزرى : النشر ، ج 1 ، ص 428 و جان كانتينو ، ص 121 و ضمنا برجشتراسر ( ص 25 ) به قديمىترين صورت اسقاط همزه كه به زبان سامى مادر بر مىگردد ، اشاره كرده است .
( 4 ) سيبويه ، ج 2 ، ص 167 و بنگريد به : ابن يعيش ، ج 9 ، ص 107 ، 116 و ج 10 ، ص 134 .
( 5 ) ابن درستويه ، ص 8 .