تشكيل يافته است .
در پايان اين بحث مىگوييم : آيا ممكن است از گفته بعضى از علما كه گفتهاند : اين الف جهت دلالت بر جدايى كلمه از كلمه بعدى است تا معلوم شود كه اين كلمه مستقل است و مىتوان بر آن وقف كرد يا اينكه اين الف جهت فرق گذارى ميان ( فعل ) و ( فعلوا ) يا واو جمع و واو نسق در مثل : ( نفر و خرج ) است كه نوشتن الف دلالت مىكند كه واو ضمير جمع است و به فعل متصل است و ننوشتن آن دلالت مىكند كه واو براى عطف است و از كلمه قبلى و بعدى جداست ، آيا از اين گفتهها مىتوان فهميد كه اين الف براى فاصله انداختن ميان كلمات در بعضى از حالتهاست ، آن هم به گونهاى كه در سابق گفتيم كه در خط مسند ميان كلمهاى با كلمهاى ديگر به وسيله يك خط عمودى كه به علامت الف در كتابت عربى شباهت دارد ، فاصله گذارى مىشود . آيا مطلب چنين است ؟ حقيقت اين است كه اين احتمال بعيد به نظر مىرسد و اين بحث اكنون مطلبى ندارد كه بر تبيين زيادت الف كمك كند آيا اين نشان دهنده يك پديده لغوى است كه در قديم بود و بعدها تلفظ از آن تهى شده ولى رسم الخط آن را حفظ كرده است ؟ يا اين الف براى فاصله گذارى ميان كلمات است ؟ يا براى فرق ميان دلالت علامت واو بر ضمّه بلند و واو صامت است يا براى فرق ميان كلمهاى است كه واو در آن ضمير جمع است با كلمهاى كه واو در آن از اصل كلمه است ؟
شايد آينده بتواند وسايلى را كشف كند كه به ترجيح يكى از اين حالات كمك كند و يا تفسير و توجيه روشنى براى اين پديده به دست بدهد . ولى ما در اينجا به اين مطلب اشاره مىكنيم كه هر كوششى در اين باره شامل تمام واوهايى كه در آخر كلمه واقع شده است نباشد نمىتواند اين مشكل را به طور صحيحى حل كند و دچار همان خطايى مىشود كه علماى عربى شدهاند و گمان كردهاند كه اين پديده تنها شامل افعالى مىباشد كه واو جمع به آخر آنها متصل شده است .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٣١٩