تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
47 / 31 مىگويد : « 1 » « بدان كه نحويها اين الف را اضافه نمىكنند ، و زيادت الف را به واو جمع اختصاص داده‌اند تا ميان آن و واو مفرد فرق باشد . » آنگاه مىگويد : « اين الف را دانشمند علم رسم اضافه مىكند و علت آن حمل بر واو جمع است ، زيرا كه اين واو هم مانند واو جمع در آخر كلمه و ساكن است ، و اصل اين است كه حركت نداشته باشد مگر عارضى حاصل شود . و اولى اين است كه گفته شود كه اين الف براى فصل اضافه شده و به وسيله آن فهميده مىشود كه كلمه تمام شده است و وقف بر آن ممكن است ، و اين به خاطر دورى جستن از اتصال ضميرى به آن مىباشد ، مانند :
( أَدْعُوكُمْ )
. تنسى پيش از اين سخن نظريه علما را درباره افزايش الف بعد از واو خلاصه‌گيرى كرده و آنها را سه وجه قرار داده است : اوّل : دلالت بر جدايى كلمه از كلمه بعدى و بدينسان فهميده مىشود كه كلمه مستقل است و مىتوان بر آن وقف كرد . دوم : فرق گذاشتن ميان كلمه‌اى كه بعد از آن ضمير منفصلى مىآيد كه در اينجا الف اضافه مىشود مانند :
وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ
( شورى 42 / 37 ) و كلمه‌اى كه بعد از آن ضمير متصل مىآيد كه در اينجا الف اضافه نمىشود ، مانند :
كالُوهُمْ
( مطففين 83 / 3 ) . سوم : فرق گذارى ميان واو جمع و غير آن در عبارتهايى مانند ( نفر و خرج ) كه واو بعد از راء و قبل از خاء ممكن است واو جمع و فاعل نفر باشد و كلمه خرج عطف نشده باشد و ممكن است كه عطف شده باشد و فاعل كلمه نفر مقدر باشد . ميان اين دو وجه با الف فرق گذاشتند ، اگر الف باشد معلوم مىشود كه واو فاعل است و اگر الف نباشد معلوم مىشود كه فاعل نيست و در موارد ديگرى كه چنين اشتباهى رخ نمىدهد نيز الف را اضافه كردند و آن را نيز به مورد اشتباه حمل كردند . به نظر مىرسد كه دانشمندان پيشين علم رسم نياز چندانى احساس نمىكردند كه براى هر كلمه‌اى كه بر خلاف قواعد متأخران است تحليل و توجيهى ارائه بدهند و كار مهم آنها ضبط صورتهاى هجايى كلمات در مصاحف عثمانى بود و بدين گونه آنها براى پژوهشگران در تاريخ كتابت عربى مواد فراوانى به جاى گذاشتند كه اين تاريخ از آنها
هامش
( 1 ) الطراز فى شرح ضبط الخراز ، برگ 74 أ .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 318 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى