تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
از چيزهايى كه بر اين مطلب تأكيد دارد كه افزايش الف بعد از واو يك قاعده همگانى بوده است ، آمدن آن در فعل مضارع در بعضى از نوشته‌هاى قديمى عربى است . « 1 » همه اين مطالب دلالت دارد بر اينكه اين الف بعد از واو در آخر كلمه در هر كجا كه باشد اضافه مىباشد و اين يك پديده عمومى در كتابت عربى بود ، و اينكه در بعضى از كلمات اين الف حذف شده ممكن است بگوييم كه آن بر اساس پيروى كاتبان از تلفظ در كتابت كلمات است ، بخصوص اگر كاتب اين كلمه را در يك متن مكتوب نديده باشد ، كه در اين صورت كلمه را مطابق با تلفظ آن خواهد نوشت ، و گاهى همين صورت براى يك كلمه شايع مىشود و كاتبان خود را به آن ملتزم مىكنند ، همان گونه كه در رسم كلمه ( جاو ) و ( به او ) [ جاءوا و باءوا ] چنين شده است و در تمام موارد در مصحف عثمانى به آن ملتزم شده‌اند .

ب : موضع دانشمندان پيشين درباره زيادت الف

پيش از اين گفتيم الف زايد بعد از واو تلفظ نمىشود و لذا اين سؤال پيش مىآيد كه علت افزايش اين الف چيست ؟ آيا در اصل تلفظ مىشده و يا زيادت آن عوامل ديگرى دارد ؟ علما در بيان علت افزايش اين الف تقريبا اتفاق نظر دارند . آنها معتقدند كه اين افزايش به خاطر فرق گذارى است و اين الف فرق ميان بعضى از شكلهاى كلمات را نشان مىدهد و لذا به اين الف ، الف فصل مىگويند ، ولى در اينكه ميان چه كلماتى فرق مىگذارد اختلاف است ، جز اينكه خليل بن احمد فراهيدى پيشواى پيشواى عربيت افزايش اين الف را به يك علت صوتى مربوط مىداند و در اين عقيده تنهاست و به زودى آن را نقل خواهيم كرد . سيوطى در « الهمع » عقايد علما را در زيادت الف بعد از واو ذكر كرده و گفته است : در سبب زيادت آن اختلاف كرده‌اند . خليل گفته : چون وضع واو براى مدّ است و اينكه اصلا متحرك نشود و لذا بعد از آن الفى را اضافه كرده‌اند ، زيرا صداى مد به مخرج الف منتهى مىشود . و بعضى از آنها گفته‌اند : الف براى فرق گذارى ميان ضمير منفصل و ضمير متصل
هامش
( 1 ) بنگريد به : دكتر عبد العزيز الدالى ، ص 220 ، او اثبات الف را در اين موارد از باب خروج از قاعده پنداشته است .