منحصر در واو جمع متصل به ماضى كردند ، و چون خواستند تحليلى بر آن بياورند به اصل اين پديده توجه نكردند و تحليلهاى آنها منحصر به اين حالت شد . « 1 »
بعضى از دانشمندان معاصر نيز به همان خطايى افتادهاند كه علماى سلف افتادهاند و اين پديده را منحصر به واو متصل به فعل دانستهاند . دكتر تمام حسان درباره افزايش الف زايده مىگويد : « 2 » « اين الف بعد از واوى قرار مىگيرد كه فعل به آن اسناد داده شده تا دلالت كند كه آن واو ، واو جمع است و واو جمعى كه نون آن به سبب اضافه حذف شده ، نيست ، و اين مطلب از مقايسه ( ضاربوا زيدا ) و ( ضاربو زيد ) معلوم مىشود . . . » و بدين گونه او نيز مانند علماى عربى پيشين غفلت كرده كه اين پديده شامل هر دو مثال ، است به گونهاى كه آن را در رسم عثمانى به روشنى مىبينيم .
به نظر مىرسد كه خليل بن احمد در ميان علماى سلف در تفسير زيادت الف تنها باشد ، همان گونه كه در آغاز سخن سيوطى گذشت ، ولى فهم گفته خليل در اين مسأله احتياج به تتبع مطالبى دارد كه علما از عقيده او در اين باره روايت كردهاند . بخصوص اينكه عقيدهء او به جنبه صوتى حركات بلند و همزه مربوط مىشود . و از اينجاست كه شايد تعبير تا اندازهاى دشوار و يا حتى قاصر باشد ، چون فرق روشنى ميان طبيعت حركات بلند و همزه وجود ندارد ، بخصوص فتحه بلند كه در عبارات علماى گذشته به طور مكرر تأكيد شده است كه ميان آن و همزه جنسيت و يا نزديكى وجود دارد ، به طورى كه الف يا همان فتحه بلند وقتى متحرك شد تبديل به همزه مىشود « 3 » ولى مىتوان از اين خلط و اشتباه ، با نگرشهاى موفق بعضى از دانشمندان علوم عربى ، و با بررسيهاى جديدى كه درباره تشخيص روشن همزه از حركات بلند انجام گرفته ، رهائى يافت ، زيرا معلوم شده كه همزه از حروف صامت است و حركات از جنس ديگرند .
درباره عقيده خليل ، سيبويه در « باب الوقف فى الواو و الياء و الالف » گفته است : « 4 » « اين
هامش
( 1 ) بنگريد به : تنسى برگ ، 73 ب .
( 2 ) اللغة العربية ، برگ 73 ب .
( 3 ) بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 167 و مبرد ، ج 1 ، ص 203 .
( 4 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 285 .