مانند ( رعد 13 / 39 )
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ
و ( احزاب 33 / 21 )
لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ
و مانند : ( فرقان 25 / 14 )
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً
و نظير آنها . در اين مثالها و مانند آنها كاتبان مطابق اصل بناى كلمه رفتار نمودهاند و به تغييرى كه در كلام متصل به آن عارض شده توجه نكردهاند .
و او در همه جا بعد از هاى ضمير در نوشتن حذف شده و اين در حالتى است كه ما قبل آن مفتوح يا مضموم باشد و به ساكن نرسيده باشد ، مانند :
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ ،
وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما
و مانند آنها « 1 » .
همچنين و او بعد از ميم جمع « 2 » نيز در كتابت حذف مىشود و اگر به آن ضميرى متصل شود ، هم در تلفظ و هم در خط ظاهر مىشود ، مانند : ( بقره 2 / 191 )
ثَقِفْتُمُوهُمْ
و ( انعام 6 / 94 )
جِئْتُمُونا
و ( هود 11 / 28 )
أَ نُلْزِمُكُمُوها
و مانند آنها .
سوم : علامت فتحه بلند ( الف )
علامت الف ( أ ) كه اولين حرف از حروف ابجدى سامى است ، نشان دهنده صوت صامتى است كه در لغت عربى بعدها به آن « همزه » گفته شد ، ولى در كتابت نبطى متأخر كه يكى از فروع كتابت آرامى است ، اين علامت را براى نشان دادن فتحه بلند به كار بردند ، و كتابت عربى كه در خدمت نوشتن وحى و نسخهبردارى مصاحف عثمانى قرار گرفت از همان خط منشعب شده و لذا كتابت عربى هم اين استعمال را به ارث برد . البته در كتابت نبطى اين علامت براى فتحه بلند تنها در آخر كلمه به كار برده مىشد ، ولى در كتابت عربى علامت الف در اشاره به فتحه بلند حتى در وسط كلمات هم به كار گرفته شد « 3 » .
از آنجا كه كار نويسندگان در اثبات علامت الف جهت اشاره به فتحه بلند در وسط
هامش
است و بعيد هم نيست كه در اينجا هم مانند آن چهار مورد واو به پيروى از تلفظ در خط هم حذف شده باشد هر چند كه واو در اينجا ضمير جمع است .
( 1 ) ابن وثيق اندلسى ، لوح 6 .
( 2 ) بنگريد به : مبرد ، ج 1 ، ص 268 و ابن وثيق اندلسى ، لوح 6 .
( 3 ) درباره تاريخ استخدام الف در اشاره به فتحه بلند ، به فصل مقدماتى همين كتاب مراجعه نماييد .