علامت در شرايط مشابهى انجام گرفته و حذف يا اثبات اين دو علامت در خط ، مطابق با روش واحدى بوده است ، خواه در وسط كلمه و يا آخر آن . و براى همين است كه مىبينيم كيفيت استخدام و او براى نشان دادن ضمه بلند تابع همان شرايطى بوده است كه استخدام ياء براى نشان دادن كسره بلند داشته است و مشكلاتى كه به كارگيرى هر يك از آنها به وجود آورده شبيه هم هستند ، و لذا بحث و بررسى ما در مورد قضاياى مربوط به كسره بلند كه پيش از اين داشتيم ما را از بحث مفصل درباره ضمه بلند بىنياز مىسازد و در اينجا تنها به اشاره كوتاه اكتفا مىكنيم .
علامت ضمه بلند در وسط كلمه در تمام موارد اثبات مىشود ، همان گونه كه علامت كسره بلند نيز چنين بود ، « 1 » مگر در جايى كه دو واو در يك جا جمع شوند كه رسم بر اين بوده كه يكى از آنها را حذف مىكردند خواه دومى علامت جمع باشد يا جوهر كلمه و يا صورت همزه باشد ، مانند : « و لا تلون ، و لا يستون ، و القاون ، يدرؤن ، يؤده ، داود ، ورى » و مانند آنها « 2 » .
نوشتن علامت ضمه بلند در آخر كلمه بيشتر و فراگيرتر از علامت كسره بلند است و شايد علت آن اين باشد كه ضمه بلند مانند كسره بلند در معرض كوتاه شدن و يا حذف در
هامش
( 1 ) فرّاء معتقد است ( معانى القرآن ، ج 3 ، ص 160 و نيز دانى : المقنع ، ص 35 ) كه قرائت نصب در قول خداوند :فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ( منافقون 63 / 10 ) جايز است هر چند كه واو نوشته نشده است ، زيرا كه عربها در بعضى از تلفظهاى خود واو را ساقط مىكنند همان گونه كه الف را از ( سلمين ) و مانند آن ساقط كردهاند . او روايت مىكند كه در بعضى از مصاحف عبد اللّه بن مسعود ديده است كه كلمه ( فقولا ) به صورت ( فقلا ) نوشته شده ( بدون واو ) و در جاى ديگرى مىگويد : ( ج 1 ص 88 - 87 ) : « واو گاهى در نوشتن حذف مىشود ، ولى مورد نظر است ، و اين به خاطر كثرت كمى و زيادى در كلام است ، آيا نمىبينيد كه عربها مىنويسند : ( الرحمن و سليمن ) و الف را حذف مىكنند ، ولى در حال خواندن الف را مىخوانند و براى همين است كه حذف واو در كتابت جايز است » .
شايد روايت فرّاء در مورد حذف واو در وسط كلمه در بعضى از مصاحف عبد اللّه بن مسعود يك قاعده كلى در اين مورد نباشد .
استشهاد او به حذف الف در الرحمن و سليمن ، نيز وجهى ندارد ، زيرا ما پيش از اين ، تاريخ به كارگيرى علامتهاى حركات بلند را بيان كرديم و اشاره نموديم كه به كارگيرى دو علامت كسره و ضمه بلند قديميتر از به كار گيرى علامت فتحه بلند است و لذا استشهاد به آن در تمام مثالها كامل و درست نيست و براى همين است كه اثبات علامت ضمه بلند در وسط كلمه همگانى است جز در صورتى كه دو واو در يكى قرار بگيرد كه يكى از آنها به علت ناپسند بودن اجتماع دو شكل مساوى در خط حذف مىشود همان گونه كه دانشمندان پيشين گفتهاند .
( 2 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 110 و دانى : المقنع ، ص 36 و ابن وثيق اندلسى ، لوح 6 .