تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
سرعت ادا شود و اين باعث سقوط فتحه بلند در ( ما ) به هنگام تلفظ شده و كتابت هم تابع تلفظ گرديده است « 1 » . اين توجيه و تفسير نياز به بحث و بررسى بيشترى دارد ، بخصوص اينكه در بعضى از مثالها مىبينيم كه ياء در رسم الخط باقى مانده است ، مانند « 2 » : ( بقره 2 / 150 )
وَ اخْشَوْنِي وَ لِأُتِمَّ
و ( آل عمران 3 / 31 )
فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
و ( هود 11 / 55 )
فَكِيدُونِي جَمِيعاً
و ( مريم 19 / 43 )
فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ
و ( طه 20 / 90 )
فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي
« 3 » ولى بايد توجه كنيم كه همه اين مثالها مربوط به وسط آيه است كه شايد به حفظ علامت كسره بلند كمك كرده است و يا اينكه رسم بر اين بوده كه در اين گونه موارد علامت كسره اثبات شود چون در واقع آن يك كلمه است و ضمير متكلم مىباشد و در موضع مفعول به واقع شده است .

3 . حالتهاى ديگر

در كنار مواردى كه گفته شد ، علامت ياء كه رمز كسره بلند است ، به طور قياسى و هميشه از اسمى كه مجرور يا مرفوع و آخر آن ياء باشد و تنوينى بر آن ملحق گردد چه در رأس آيه و چه در غير آن ، حذف مىشود . و مصاحف در حذف ياء در چنين مواردى اتفاق نظر دارند ، و دليل آن طبق گفته علما لغت عربى ، اين است كه ياء در حال وصل
هامش
( 1 ) برجشتراسر مىگويد : ( التطور النحوى ، ص 42 ) : « اكثر انواع كوتاه كردن حركتهاى ممدود اتفاقى و تصادفى است كه از جمله آنها ، كوتاه كردن در اواخر كلمات است ، زيرا كه مىبينيم حركت ممدوده پايانى در بعضى از موارد به حال خود مىماند ، مانند : « بما و فيما و لما » و گاهى هم كوتاه مىشود ، مانند : « بم و فيم و لم » در حالى كه كوتاه شدن در مثالهاى ياد شده تصادفى نيست . به نظر مىرسد كه اين مستشرق بزرگ توجه لازم را در مسأله نداشته است ، زيرا كه كوتاه شدن آن در مثل : « بم و فيم و لم » تابع موقعيت ( ما ) در كلام است ، هرگاه ( ما ) براى استفهام باشد و به حرف جر متصل گردد ، هميشه كوتاه خواهد بود و در غير اين صورت مثل اينكه موصوله و يا مصدريه باشد ، كوتاه نخواهد شد ، به طورى كه رسم عثمانى آشكارا به اين امر دلالت دارد و در لغت عرب نيز مشهور است و دانشمندان علوم عربى تصريح كرده‌اند كه حذف الف ( ما ) استفهامى كه مجرور باشد مطابق قياس و همگانى است ( بنگريد به : سيوطى : همع الهوامع ، ج 2 ، ص 217 ) ولى علت حذف الف پيش آنها ، تفاوت ميان استفهام و خبر است ( بنگريد به : ابن هشام ، عبد اللّه بن يوسف انصارى : مغنى اللبيب عن كتب الاعاريب ، قاهره ، كتابخانه محمد على صبيح ، تحقيق محمد محيى الدين عبد الحمى ، ج 1 ، ص 299 ) ولى اگر اين درست است چرا حذف به استفهاميه اختصاص يافته است نه خبريه ؟ ( 2 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 114 - 112 و دانى : المقنع ، ص 46 - 45 . ( 3 ) ابن ابى داود روايت كرده كه اين حرف بدون ياء رسم شده است ( 109 ) .