آن هم بسته شده ( ص ح ص ) تبديل گردد و اين در لغت عربى مطابق با عادت در بنا مقاطع كلام است .
از اين كه بگذريم نظر آنها به طور كلى صحيح است و از كيفيتى در نطق خبر مىدهد كه اثر آن در خط نيز باقى مانده است و لذا علامتهاى حركات بلند در آخر كلمات در بسيارى از موارد در رسم عثمانى بخصوص هنگام درج كلام نوشته نشده است . امام ابو عمرو دانى مىگويد « 1 » : « اين بدان سبب است كه آنها در بسيارى از موارد كتابت ، لفظ را آن هم در حال وصل رعايت كردهاند و اصل كلمه را در حال قطع رعايت ننمودهاند . و لذا مىبينيد الف و ياء و واو را در اين مثالها و مانند آنها انداختهاند : « أيّه المؤمنون » و
سَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ
و
يَدْعُ الْإِنْسانُ
در اين موارد آنها علامتها در تلفظ حذف شده چون هم خود ساكن بودند و هم ما قبل آنها ساكن بود و خط را هم به همين منوال نوشتهاند و علامتها را ساقط كردهاند .
قاعده كوتاه كردن حركتهاى بلند به هنگام رسيدن به يك حرف ساكن غير متحرك ، بسيارى از موارد حذف حركتهاى بلند در رسم عثمانى را براى ما تفسير مىكند ، زيرا كه حركت بلند وقتى كوتاه شد ، تبديل به حركت كوتاه مىشود و مىدانيم كه حركت كوتاه در آن زمانى علامتى در كتابت نداشت و اين به معناى سقوط علامت حركت بلند است بدون اينكه چيزى جانشين آن شود و كوتاه شدن آن را برساند .
بايد دانست كه اين پديده در كلام متصل به وجود مىآيد ، آن هم در وقتى كه حركت بلند در آخر كلمه با حرف ساكنى در اوّل كلمه بعد از آن ملاقات كند ، و همان گونه كه وقف كردن ، در كوتاه شدن و يا حذف حركات بلند تأثير مىگذاشت ، به همين صورت وصل كلام نيز در واقع در كوتاه كردن حركات بلند تأثير دارد جز اينكه رغبت كاتبان به حذف علامت كسره بلند در حال وقف ، بيشتر از حذف آن در حال درج كلام است ؛ و لذا مواردى كه علامت كسره بلند در رؤوس آيات به علت مجانست حذف شده ، چه ضمير مفعولى و چه اضافه يا اصلى ، هشتاد و هشت مورد است « 2 » ، در حالى كه موارد كوتاه كردن
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 158 و بنگريد به : اين مجاهد ، ص 426 .
( 2 ) ابن وثيق اندلسى : لوحه 7 و بنگريد به : ابو بكر انبارى ، ج 1 ، ص 256 - 250 و مهدوى ، ص 111 و دانى : المقنع ، ص 33 - 30 .