دريافتهاند و لذا سيبويه فصلى را به آن اختصاص داده به نام ( باب ما يحذف من السواكن اذا وقع بعدها ساكن ) سپس گفته : اين در سه حرف است : الف و ياء در صورتى كه ما قبل آن مكسور باشد ، و واو در صورتى كه ما قبل آن مضموم باشد . اما حذف الف ، مانند : ( رمى الرجل و معزى القوم ) و از همين باب است : ( رمت ) و امّا حذف ياى ما قبل مكسور ، مانند :
( هو يرمى الرجل ، و يقضى الحق ) و اما حذف واو ما قبل مضموم ، مانند : ( يغز و القوم ، و يدعو الناس ) « 1 » .
فراء گفته است « 2 » :
« هر ياء و او كه ساكن باشند و ما قبل واو مضموم و ما قبل ياء مكسور باشد ، عربها آن را حذف مىكنند و به ضمه از واو و به كسره از ياء اكتفا مىشود » .
ازهرى گفته است « 3 » :
« الف لين و ياء پس از كسره و واو پس از ضمه وقتى به يك حرف ساكن ديگر برسند همگى ساقط مىشوند ، مانند : ( عبد اللّه ذو العمامة ) كه گويا تلفظ مىكنى : ذل . و يا مىگويى ( رأيت ذا العمامة ) و تلفظ مىكنى : ذل . و مىگويى : ( مررت بذى العمامة ) و تلفظ مىكنى :
ذل . و مانند آن در كلام بسيار است » .
امام مكى به اين پديده اشاره مىكند آنجا كه مىگويد « 4 » :
« ساكن اوّل از دو كلمه در صورتى كه از حروف مدل و لين باشد حذف مىگردد و آن را به خاطر به هم رسيدن دو ساكن حذف مىكنند و حركت ما قبل ، بر آن دلالت مىكند مانند :
( يقى الرجل ، و قوا الرجل ، و ذا المال ) . »
انتقادى كه بر سخنان پيشوايان ادب مىتوان كرد اين است كه آنها از حركت بلند به « ساكن » تعبير مىكنند و معتقدند كه حرف مدّ و لين حذف مىشود و حركت ما قبل ، بر آن دلالت مىكند . در حالى كه حقيقت اين است كه در اينجا حركت بلند كوتاه شده است تا « مقطع مديد » كه با يك حرف صامت بسته شده است ( ص ح ح ص ) به « مقطع طويل » آن ،
هامش
( 1 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 276 .
( 2 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 27 و بنگريد به : ج 2 ، ص 117 و ح 1 ، ص 337 از همين كتاب .
( 3 ) تهذيب اللغة ، ج 1 ، ص 277 و قلقشندى ، ج 3 ، ص 174 .
( 4 ) الكشف ، ج 1 ، ص 277 .