( النبين ، الامين ، ربنين ، الحوارين ) و نظير آنها ، مگر در يك مورد كه مصاحف همگى آن را بنابر اصل و طبق نطق ثبت كردهاند و آن قول خداوند در سوره مطفّفين است ( 83 / 18 ) ( لفى عليين ) . « 1 » ولى ما تصور مىكنيم كه اينجا ياء مشدد است و لذا ثبت شده است . همچنين در مصاحف هر دو علامت ياء و كسره بلند در وسط كلمه در مواردى كه كلمه فعل باشد ثبت شده است ، مانند قول خداوند در سوره قاف ( 50 / 15 ) ( افعيينا بالخلق الاول ) در اين كلمه تمام مصاحف هر دو ياء را بنابر اصل و مطابق نطق ثبت كردهاند .
همچنين مصاحف اتفاق دارند بر رسم هر دو ياء در كلمه ( يحييكم ) و حييتم و يحييها و يحيين ) و مانند آنها ، و اين در حالتى است كه به آنها ضميرى متصل شود ، و اگر ضميرى متصل نشود ، ياء در طرف واقع مىشود و محذوف مىگردد ، مانند ( نحى و نميت ) و ( ان اللّه لا يستحيى ) ( بقره 2 / 26 ) و ( انت ولى ) ( يوسف 12 / 101 ) كه با يك ياء نوشته مىشود « 2 » .
بنابراين علامت كسره بلند در غير آخر كلمه همه جا ثبت شده « 3 » ، حتى در مواردى كه با ياء همراه باشد ، مگر در جمع مذكر سالم ، و در عين حال در كلمهء ( عليين ) با دو ياء آمده است ، و نيز كلمه ( الاميين ) ( آل عمران 3 / 75 ) را در مصحف تاشكند با دو ياء ديدم .
2 . نشان دادن كسره بلند در آخر كلمه
اثبات علامت كسره بلند در آخر كلمه تابع حالتى است كه در نطق پديدار مىشود ، مانند كوتاه كردن حركت كه احيانا به حذف علامت در رسم منجر مىگردد و ما در عين حال كه ديديم علامت كسره بلند در وسط كلمه تقريبا همه جا ثبت مىشود ، مىبينيم كه در آخر كلمه در غالب اوقات حذف مىگردد . اينك بر ماست كه عواملى را كه باعث حذف
هامش
( 1 ) مهدوى ، ص 111 و دانى : المقنع ، ص 49 و عقيلى ، لوح 6 .
( 2 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 111 و دانى : المقنع ، ص 50 - 49 و عقيلى ، لوح 5 . در مصحف تاشكند و مصحف جامع عمرو عاص در دار الكتب المصريه ديدم كه در اين مثالها كه از ماده حياة آمده است هر دو ياء ثبت شده است . بنگريد به : مصحف تاشكند ( بقره 2 / 258 و يس 36 / 12 ) و مصحف جامع عمرو ( يونس 10 / 56 و حج 22 / 6 و مؤمنون 23 / 80 و يس 36 / 12 و غافر 40 / 68 و شورى 42 / 9 و حديد 57 / 2 ) .
( 3 ) كلمه ( ابراهيم ) فقط در سوره بقره بدون ياء نوشته شده ولى در تمام قرآن با ياء نوشته مىشود ( بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 34 ) و شايد اين رسم الخط متأثر از قرائتى است كه از ابن عامر نقل شد ( ابراهام ) با الف ( بنگريد به : دكتر عبد الصبور شاهين :
القراءات القرآنية ص 299 و 394 ) و شايد هم از بعضى از نگارشهاى سامى ديگر متأثر باشد .