ظننت أنى ملق حسابيه - فهو فى عيشة راضيه - فى جنّة عالية - قطوفها دانية - كلوا و اشربوا هنيئا بما اسلفتم فى الايام الخالية - و اما من اوتى كتبه بشماله فيقول يليتنى لم أوت كتبيه - و لم ادر ما حسابيه - يليتها كانت القاضية - ما اغنى عنى ماليه - هلك عنى سلطنيه ) همچنين اثر اين مجاورت را در كتابت ( هى ) با هاء در آخر آن ( هيه ) در سوره قارعه ( 101 / 10 ) ملاحظه مىكنيم و مىبينيم كه رؤوس آيات به اين صورت پشت سر هم قرار گرفته :
( هاوية . . . ماهيه . . . حامية ) .
بررسى پديده اثبات هاى سكت در اين كلمات از خلال سياقهايى كه در آنجا وارد شدهاند ، مىرساند كه نقشهاى سكت تنها حفظ حركت كوتاه و بيان آن نيست بلكه از آن فراتر رفته است و در دو مثال ( يتسنه و اقتده ) نقش تنظيم صدا با آهنگ كلمات ديگر را دارد ، كلماتى كه با آهنگ خاصى كه از رؤوس آيات در طول سوره بلند مىشود پيوند يافته است و در تشكيل جوّى كه معانى آيات آن را ترسيم مىكند ، شركت دارد .
چهارم : حروف مقطعه در رسم عثمانى
پيش از آنكه بحث خود را درباره قاعدهاى كه كاتبان مصاحف در نشان دادن حروف صامت با علامتهاى مكتوب ، آن را رعايت كردهاند ، به پايان برسانيم ، به حروف مقطعهاى كه در آغاز بيست و نه سوره آمده است اشاره مىكنيم . بعضى از اين حروف تنها يك بار آمده و بعضى از آنها در آغاز چندين سوره تكرار شده و آنها عبارتند از : ( الم ، المص ، الر ، امر ، كهيعص ، طه ، طسم ، طس ، يس ، ص ، حم ، حم ، عسق ، ق ، ن ) اين حروف با اولين حرف از نامهاى خود نوشته شدهاند چون خود اين حرفها مورد نظر است و نه نامهاى آنها ، زيرا اگر مقصود فقط نامهاى آنها بود ، بايد به صورتى كه تلفظ مىشود نوشته مىشد ، به اين صورت : ( الف لام ميم ) « 1 » .
درباره اينكه چرا اين حروف متصل به هم نوشته مىشود ، ابو بكر انبارى چنين مىگويد :
« اگر كسى بگويد : چرا در مصحف ( الم ، و المر ، و الر ) را به صورت متصل نوشتهاند در حالى كه در حال خواندن تقطيع مىشوند و شايسته نيست كه بعضى از آنها به بعضى ديگر
هامش
( 1 ) قلقشندى ، ج 3 ، ص 178 - 177 و بنگريد به : زركشى ، ج 1 ، ص 430