تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
نبايد جديت و صراحت و تحليلى كه در كلام ابن خلدون است ، ما را فريب دهد ، با اينكه اين سخن او درست است كه بيشتر وجوهى كه در تحليل و توجيه مخالفت رسم مصحف در بعضى از كلمات گفته شده بخصوص وجوهى كه مبتنى بر اختلاف معانى است ، اصل و پايه‌اى ندارد و زورگويى محض است . همچنين درست است كه بعضى از علما به خاطر تنزيه و تقديس اصحاب هيچ گونه خطايى را در رسم مصحف متوجه آنها نمىكنند ولى ابن خلدون به طور كلى در تصوير وضع كتابت عربى در صدر اسلام به خطا رفته است و اينكه در آن زمان در شهرهاى حجاز توانايى اندكى در زيبا نويسى حروف و تفنن و رسم الخط وجود داشته - البته اگر اين سخن درست باشد - دليل آن نيست كه كتابت در آن زمان نمىتوانست خواسته‌هاى لغت را برآورده سازد و يا در نشان دادن حروف و اصوات مضطرب بوده است ، زيرا كه كتابت عربى تجربه‌اى طولانى در استعمال گسترده در اطراف جزيرة العرب داشته و اين مربوط به قبل از رسيدن خط به حجاز يك يا دو قرن پيش از اسلام مىشود . « 1 » و اگر در حجاز با توحش و بدويت رو به رو بوده ، اين از شكل حروف و ابزار نوشتن تجاوز نمىكند ، و به زودى خواهيم ديد كه همان وجوه مخالف در رسم الخط كه در طى قرنها موجب آشفتگى و تشويش خاطر دانشمندان شده است ، مىتواند دليل مهمى بر نازك انديشى لغوى نزد آن گروه از صحابه باشد كه متولى كتابت قرآن عظيم بودند . آنها خواستند پديده‌هاى صوتى را كه هنگام تلاوت قرآن حس مىكردند ، تدوين كنند و در عين حال صورت كلمات قديم را هم حفظ نمايند و بدين گونه رسم مصحف ، هم شكلهاى كلمات قديمى را حفظ كرد و هم عناصر جديد صورتى را بيان نمود . ان شاء اللّه به زودى اين بحث را به طور مفصل در فصل بعدى مطرح خواهيم كرد . از كلام ابن خلدون چنين بر مىآيد كه او پنداشته است كه در اوّل اسلام كتابت نظام خاصى داشته كه در اختيار اهل صنعت از كاتبان و خط نويسان بوده و اين نظام غير از روشى بوده كه در مصحف آمده است و صحابه نتوانسته‌اند اين نظام كتابت را به خوبى استخدام كنند و در نتيجه در مصحف وجوهى پديد آمد كه در دوره‌هاى بعدى مخالف با قواعد اهل صناعت به شمار رفته است . بدين گونه ابن خلدون نيز به همان خطايى افتاده
هامش
( 1 ) بنگريد به : فصل مقدماتى