كتابت به يك منوال پيش برود . آيا نمىبينى كه آنها مىنويسند :
فَما تُغْنِ النُّذُرُ
( سوره قمر 54 / 5 ) بدون ياء
وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ
( سوره يونس 10 / 101 ) با ياء و اين ناشى از بدى هجاى پيشينيان است . »
اگر در سخنان فراء اين موضوع به طور قطع به خطا و اشتباه كاتب نسبت داده نشده ، اين قتيبه ( متوفى 276 ه ) در توجيه خطا و اشتباهى كه در رسم بعضى از كلمات در مصحف روايت شده ، اشتباه كاتب را يكى از دو احتمال مىداند ، ولى بعد از آن تصريح مىكند هر چه كه در رسم مصحف آمده و با قواعد هجاء كه ميان كاتبان مشهور است مخالف بوده ، از باب خطا و اشتباه است . او پس از نقل حديثى از عايشه درباره اشتباه كاتب و حديثى از عثمان كه گفته است : « در آن خطايى مىبينم » و پس از نقل سخنان نحويها در اين باره ، چنين گفته است : « 1 » « اين حروف يا مطابق با مذهبى از مذاهب اهل اعراب است و يا غلطى از كاتب است همان گونه كه عايشه گفته است . پس اگر مطابق مذاهب نحويها باشد پس به حمد اللّه غلطى در ميان نيست و اگر مربوط به خطا در نوشتن باشد اين جنايت كاتب را نبايد به حساب خدا و رسول گذاشت . اگر بنا باشد كه اين عيب مربوط به قرآن باشد پس بايد تمام خطاهايى كه در كتابت مصحف از طريق تهجى واقع شده است ، به قرآن برگردد . در مصحف امام نوشته شده : « ان هذن لسحرن » ( طه 20 / 63 ) با حذف الف تثنيه ، و همچنين الف تثنيه در اين مصحف در همه جا حذف شده است مانند : « قال رجلن » ( مائده 5 / 23 ) و « آخرن يقومن مقمهما » ( مائده 5 / 107 ) و در مصحف ، الصلاة و الزكوة و الحيوة با واو نوشته شده است و ما به جهت تيمن فقط در اين كلمات از آنها پيروى كردهايم ولى كلماتى مانند : القطاة و النقاة و الفلاة را جز با الف نمىنويسيم در حالى كه ميان اين كلمات با آن كلمات تفاوتى وجود ندارد ، و نيز آنها ( الربوا ) را با واو نوشتهاند و نيز نوشتهاند : ( فمال الذين كفروا ) ( معارج 70 / 36 ) كلمه ( فمال ) را با لام مفرد نوشتهاند و اين گونه موارد در مصحف بيشتر از آن است كه شمرده شود . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) تاويل مشكل القرآن ، ص 41 - 40 .
( 2 ) ابن فارس ( ص 11 ) اين گفته ابن قتيبه را رد كرده و معتقد است كه قدماى صحابه و غير آنها قواعد عربى را مىدانستند و