تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اين موضعگيرى ابن قتيبه نسبتى را كه او به صحابه داده روشن مىكند و آن جهل به كتابت و غلط در هجاء است . او هنگامى كه درباره آشنايى عبد اللّه بن عمرو بن عاص با كتابت و اجازه پيامبر به او در كتابت حديث ، صحبت مىكند ، مىگويد : « 1 » « جز او بقيه صحابه بيسواد بودند و جز يكى دو نفر از آنها نوشتن را نمىدانستند و اگر هم مىنوشتند متقن نبود و با تهجى مطابقت نداشت . » مقايسه ابن قتيبه ميان كتابت الصلاة و الزكاة و الحياة با واو ، و كتابت القطاة و القناة و الفلاة با الف و اينكه ميان اين كلمات تفاوتى وجود ندارد ( البته در تلفظ ) دليل است بر اينكه اين فكر كه اصل در كتابت مطابقت خط با تلفظ است ، بر او سيطره داشته است ، به اضافه اينكه او جنبه تاريخى رسم اين كلمات و شرايطى كه در به كارگيرى آنها بوده و انتقال آنها از محيطى به محيطى ديگر را مورد توجه قرار نداده است ، و اين همان اشتباه بزرگى است كه بسيارى از پژوهشگران در كتابت عربى به صورت تمام ، و رسم مصحف به صورت خاص ، به آن افتاده‌اند ، چه آنهايى كه سعى كرده‌اند كه براى اين وجود علتى بيابند و چه آنهايى كه قائل به اشتباه كاتب شده‌اند . ابن خلدون ( متوفى 808 ه ) پس از ابن قتيبه مهمترين كسى است كه وقوع غلط از صحابه در رسم مصحف را ادعا كرده است . « 2 » او اين عقيدهء خود را بر اين اساس پايه گذارى كرده كه اهل حجاز كتابت را از حمير گرفته‌اند ( اين همان مطلبى است كه بحثهاى جديد آن را نفى مىكند و در فصل مقدماتى به ذكر آن پرداختيم ) و اهل حجاز نتوانستند آن را خوب ياد بگيرند ، مانند همه صنايع كه از شهر به باديه مىرود . او سپس مىگويد : « 3 » : « بنابراين خط عربى در آغاز اسلام به نهايت احكام و اتقان و خوبى نرسيده بود و حتى در مرحله
هامش
بر اين سخن بدين گونه استدلال مىكند كه آنها مصحف را به همان گونه كه نحويها در كلمات داراى واو و ياء و همزه و مد و قصر ذكر كرده نوشته‌اند . او پس از اين بيان در رد ابن قتيبه مىگويد : « سخن ابن قتيبه پسنديده نيست و او با كتابت مصحف مخالفت نموده است » . ( 1 ) تأويل مختلف الحديث ، ص 366 . ( 2 ) از قول ابن كثير ( متوفى 774 ه ) كه پايه‌هاى كتابت در آن زمان محكم نشده بود و لذا در كتابت مصاحف اختلافى در وضع كلمات پيش آمد و اين اختلاف فقط از لحاظ كتابت بوده و نه از لحاظ معنا ، ( بنگريد به : فضائل القرآن ، ص 51 ) چنان فهميده مىشود كه او نيز مايل به همين عقيده بوده است . ( 3 ) تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 757 و نيز بنگريد به : ج 1 ، ص 791 .