1 . تحليل بعضى از ويژگيهاى رسم عثمانى با علتهاى لغوى يا نحوى
در بررسى مطالب مربوط به رسم عثمانى اين جهت گيرى به واقعيت نزديكتر از بقيه است ، با اينكه اساسى كه اين نظريه بر آن استوار باشد روشن نيست و جنبه تاريخى و عوامل ديگرى كه در پديد آمدن صورت هجايى كلمات مؤثر بودهاند ، مورد توجه قرار نگرفته است . بعضى از تأليفات مربوط به رسم را ( بخصوص تأليفات پيشينيان ) مىتوان در همين راستا دانست مانند : ( هجاء مصاحف الامصار ) از مهدوى و ( المنقع ) از دانى و بعضى از شروح ( عقيله ) و ( مورد الظمآن ) و بعضى از كتب لغت كه شامل مطالبى هستند از قبيل :
تحليل رسم الف به صورت ياء با اماله و رسم همزه به صورت يكى از حروف عله سه گانه براى تسهيل يا زيادت اين حروف در مواردى براى فرق گذارى و يا حذف آنها جهت تخفيف و يا تحليل وصل بعضى از كلمات با ادغام يا كتابت تاى تانيث به صورت كشيده در بعضى از كلمات براى مطابقت با تلفظ .
البته در اينجا براى ما مهم نيست كه اين تحليلها تا چه اندازه درست و مطابق با واقع هستند و ما به زودى آنها را مطرح ساخته و مورد مناقشه قرار خواهيم داد . آنچه فعلا اهميت دارد سالم بودن اين نوع جهت گيرى در بررسى ويژگيهاى نوشتارى بر پايههاى لغت و ربط آن با پديدههاى صوتى لغوى است . « 1 » و دانى درباره اين نوع جهت گيرى چنين تعبير كرده است : « 2 » : چيزى از رسم و يا نقطه گذارى در اصطلاح دانشمندان پيشين وجود ندارد مگر اينكه در جهت درست بودن آن تلاش كردهاند و براى آن راهى از قياس و لغت در نظر گرفتهاند و اين به خاطر موقعيت و توانايى آنها در علم و فصاحت است ، حال كسى اين حقيقت را بداند و يا نداند تفاوتى نمىكند چون فضل در دست خداوند است و آن را به هر كس كه بخواهد مىدهد ، و اللّه ذو الفضل العظيم . » دانى مواردى را كه بر خلاف مشهور از قواعد هجاء نوشته شده است ، طبق همين عقيدهء خود چنين توجيه مىكند : « 3 » « علت اينكه اين حروف در رسم مصحف بر خلاف رسم معمول نوشته مىشود ، انتقال از يك وجه
هامش
( 1 ) هر يك از مكى بن ابى طالب و دانى كتابى درباره علتهاى رسم نوشتهاند كه به دست ما نرسيده است و شايد بهترين نمونه اين جهت گيرى بودهاند .
( 2 ) المحكم ، ص 196 .
( 3 ) بنگريد به : المحكم ، ص 186 ، علم الدين سخاوى در الوسيله برگ 61 أ ، همين كلام دانى را نقل كرده است .