معروف شناخته شدهاى به يك وجه ديگر است كه آن نيز در جواز و استعمال همانند وجه قبلى است و البته وجه بعدى از لحاظ معنا آشكارتر و از لحاظ استعمال بيشتر است » .
اين جهت گيرى در عصرهاى بعدى به صورتهاى مختلفى از طرف بعضى از دانشمندان عنوان شده ، و آنها گفتههاى پيشينيان را درباره وجوه مختلف رسم تكرار كردهاند و گاهى احتمالات تازه ديگرى بر آن افزودهاند ولى اين نظريههاى جزئى هرگز صورت كاملى به خود نگرفته تا به عنوان يك نظريه كلى براى فهم اين مشكل در تمام ابعاد آن مطرح شود .
در عين حال از ميان آنها مطالبى را كه مىتواند در ساختن يك نظريه درست در تفسير ويژگيهاى رسم يا بعضى از صورتهاى هجايى كمك كند ، مورد توجه قرار خواهيم داد .
2 . حمل اين ويژگيها بر اشتباه كاتب
در حالى كه اين عقيده كه اصل در كتابت مطابقت خط با تلفظ است بعضى از دانشمندان را وادار كرده كه درباره حروفى كه در رسم عثمانى بر خلاف رسم شايع آمده ، بحث كنند ( همان گونه كه در جهت گيرى قبلى بود ) ، گروه ديگرى از دانشمندان كوته نظرى كردهاند و چارهاى براى تفسير و توجيه اين مشكل نيافتهاند و ديدهاند كه آسانترين راه براى حل مشكل اين است كه بگويند كاتبها اشتباه كردهاند و چنين پنداشتهاند كه با اين سخن راحت شدهاند ، ولى ساده لوحانه بودن اين نظريه واضح است و در آينده آن را روشنتر خواهيم نمود .
با اينكه فراء ( متوفى 207 ه ) چندين بار در كتاب ( معانى القرآن ) قرائت مخالف با رسم مصحف را رد كرده و نخواسته با آن مخالفت كند و گفته است كه « پيروى از مصحف اگر وجهى از كلام عرب و قرائت قاريان داشته باشد پيش من محبوبتر از خلاف آن است » « 1 » در عين حال هنگامى كه از زيادت الف پس از لام الف ، در مثل ( لا اذبحنه ) و مانند آن صحبت مىكند كه در بعضى از موارد ، اين زيادت هست و در بعضى از موارد نيست ، مطالبى مىگويد كه بازگشت آن به همين جهت گيرى است . او مىگويد : « آنها نتوانستهاند در
هامش
( 1 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 293 و نيز بنگريد به : ج 2 ، ص 35 و ص 183 و ص 350 و درباره سخن فراء كه در متن اشاره شد بنگريد به : ابن فارس ، ص 11 .