آشكارى وجود دارد . دمياطى در كتاب « الاتحاف » ( ص 9 ) آنچه را كه ما از زركشى نقل كرديم آورده و پس از نقل عقيده عز الدين گفته است : « اين سخن همان گونه كه بعضيها گفتهاند به طور عموم قابل قبول نيست . » دمياطى در اين اظهار نظر در واقع تصريح مىكند كه آنچه در « البرهان » آمده دو قول است و او هر چند كه به نام زركشى تصريح نمىكند ولى از عبارت او ( بعضيها گفتهاند ) يقين حاصل مىشود كه عقيده عز الدين همان است كه ما گفتيم و مطلبى كه پس از آن آمده سخن زركشى است و تنها به اين صورت است كه معناى اين متن جور در مىآيد . و براى عز الدين داشتن چنين عقيدهاى بعيد نيست ، زيرا كه نظريه « مصالح » نيز از اوست . طبق اين نظريه « شريعت همگى بر اساس مصلحتهاست ، يا مفاسدى را دفع مىكند و يا مصالحى را جلب مىكند » . « 1 » اجتهاد عزالدين او را به اين پندار واداشته كه در عقيده او آسان گيرى و مصلحتى براى مردم است ولى به نظر مىرسد كه او از اين نكته غفلت كرده است كه رسم عثمانى چه نقش مهمى در تصحيح قرائات دارد علاوه بر اينكه اين رسم اثرى باز مانده از اصحاب بزرگوارى است كه آنها نخستين كسانى بودند كه قرآن را دريافت نمودند و آن را از پيامبر شنيدند و آنها نخستين كسانى بودند كه قرآن را در مصاحف نوشتند و اين كار به صورت اتفاقى و تصادفى نبود بلكه به خاطر حقيقتى بود كه پيش آنها بود . « 2 » و به زودى صدق اين مقوله در صفحات آينده روشن خواهد شد ان
هامش
نقل كرده : « اكنون كتابت مصحف با رسم اوليه كه پيشوايان فن گفتهاند ، جايز نيست تا به متروك شدن علم منجر نشود و چيزى كه پيشينيان پايههاى آن را محكم كردهاند ، نبايد به خاطر جهل جاهلان ترك شود و زمين از كسى كه قائم به حجت الهى باشد خالى نيست » سپس به موضعى كه ما عقيده عز الدين را از « البرهان » نقل كرديم اشاره مىكند . روشن است كه دكتر صبحى صالح ميان سخن عزالدين و تعليقه زركشى بر آن را خلط كرده است و به نظر مىرسد چيزى كه او را وادار به اين كرده انتقال نظر اوست از كلمه ( لئلّا ) كه در هر دو قول آمده است . و او قسمتى از قول عزالدين را فراموش كرده و قسمتى از سخن زركشى را كه در تعقيب سخن عزالدين آمده است به سخن او ملحق نموده است و اين امر باعث بروز تناقض شده و او بناچار براى آن تحليلى درست كرده كه اگر اين خلط مبحث نبود جايى براى آن نبود . ضمنا دكتر عبد الحى فرماوى ( ص 280 ) از او دفاع كرده و اصرار نموده كه سخن زركشى جزئى از عقيده عزالدين است ديگر ملاحظه اضطراب و خلط موجود را نكرده است . شايد در آينده عقيده عز الدين در يكى از كتابهاى او - ان شاء اللّه - روشن شود و هر گونه مجالى را براى گفتگو و تكليف در تأويل از بين ببرد .
( 1 ) عزالدين : قواعد الاحكام فى مصالح الانام ، قاهره ، مكتبة الكليات الازهريه 1968 ، ج 1 ، ص 11 .
( 2 ) بنگريد به : قسطلانى ، ج 1 ، ص 285 .