كارى را كه يكى از اصحاب انجام داده بر ماست كه آن را اخذ كنيم و به فعل او اقتدا نماييم و از امر او پيروى كنيم در حالى كه وقتى كاتبان مصاحف آنها را مىنوشتند دوازده هزار نفر از اصحاب بر آنها نظارت داشتند . زمخشرى ( متوفى 538 ه ) در مورد رسم لام جرّ به صورت جداگانه در آيه :
وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ
( فرقان / 7 ) مىگويد : « 1 » لام در مصحف جدا از ( هذا ) نوشته شده و اين خارج از قاعده عربى است ولى خط مصحف سنت است و تغيير داده نمىشود . « 2 »
سلطان العلماء عزّ بن عبد السلام ( متوفى 660 ه ) در ميان علماى گذشته ، « 3 » در اين عقيده متفرّد است كه كتابت مصحف مطابق با هجاى متعارف در ميان مردم جايز است بلكه او اين كار را واجب مىداند تا از سوى جاهلان تغييرى در قرآن داده نشود . زركشى اين عقيده او را در كتاب « البرهان » آورده و مىگويد : « شيخ عز الدين بن عبد السلام گفته است : كتابت مصحف در حال كنونى مطابق با رسم اوليه كه پيشوايان فن گفتهاند ، جايز نيست و اين بدان جهت است كه قرآن دچار تغيير از سوى جاهلان نباشد » زركشى سخن خود را چنين دنبال مىكند : « ولى نمىتوان به اين سخن عمل كرد ، زيرا به متروك شدن علم منجر مىشود . و چيزى كه پيشينيان پايههاى آن را محكم كردهاند نبايد به خاطر مراعات چهل جاهلان ترك شود و زمين از كسى كه قائم به حجت الهى باشد خالى نيست .
عقيده عز الدين بد فهميده شده است و بعضى از پژوهشگران ميان سخن او و دنبالهاى كه زركشى براى آن دارد خلط كردهاند « 4 » و توجه نكردهاند كه ميان اين دو سخن تناقض
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 209 و بنگريد به : سيوطى : همع الهوامع ، ج 2 ، ص 243 و رسالة فى الخط از او ، ص 56 و اتمام الدرايه از او ص ، 132 .
( 2 ) صاحب كتاب : الهجاء ( لوح 2 به بعد ) اقوالى از كسايى و زمخشرى و ابن درستويه و ابوبكر بن مهران در وجوب التزام به رسم عثمانى در كتابت مصحف نقل كرده است . و نيز بنگريد به : زرقانى ، ج 1 ، ص 370 .
( 3 ) قاضى ابو بكر باقلانى از پيش كتابت مصحف را با املايى كه در غير مصاحف استعمال مىشود جايز دانسته است ، زيرا به نظر او روايتى وارد نشده كه امت بايد از رسم معينى تبعيت كنند . او مىگويد : « خلاصه اينكه كسى كه ادعا مىكند كه رسم معينى براى مردم واجب است ، او بايد بر اين ادعاى خود حجتى بياورد و او چنين حجتى را ندارد » بنگريد به : احمد بن مبارك ، ص 55 و زرقانى ، ج 1 ، ص 374 - 373 .
( 4 ) از جمله آنهاست شيخ زرقانى ( بنگريد به : ج 1 ، ص 378 ) او هم سخن عز الدين و هم سخن زركشى را به يك منوال آورده كه معلوم نمىشود آيا آنها دو قول هستند يا نه ؟ و از جمله آنهاست صبحى صالح ( ص 280 ) او عقيده عز الدين را بدين گونه