يا ارائه نظريه جديدى همراه باشد كه در كنار نظريههاى آنان قرار بگيرد .
اول : موضع آنها در التزام به رسم عثمانى در كتابت مصحف
اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مصاحف را مطابق با قواعد هجاء و اصول رسمى كه در زمان آنها متعارف بود نوشتهاند و در آن زمان هماهنگ كردن قاعده و اطراد آن حتمى و لازم نبود و واقعيت كتابت عربى همين بود و مردم در سالهاى اوليه اسلام در نگارشهاى خود همين قواعد را به كار مىبردند و سرمشق آنها رسم مصحف عثمانى بود و اكثر صحابه و كسانى از تابعين كه با آنها موافق بودند و تابعين تابعين ، در تمام نگارشهاى خود ، مطابق رسم عثمانى عمل مىكردند هر چند كه آن نوشته ، قرآن يا حديث نباشد و اين امر در يك مدت طولانى ادامه داشت « 1 » تا اينكه دانشمندان دو شهر ( كوفه و بصره ) ظاهر شدند و براى اين فن ضابطهها و رابطههايى تأسيس كردند كه مبتنى بر قياسهاى نحوى و اصول صرفى آنان بود و اين به خاطر نياز مردم به يك نظام در كتابت بود كه قواعد آن هماهنگ و يادگيرى آن آسان باشد « 2 » و از همين جا و با انتشار استعمال قواعدى كه آنها براى كتابت وضع كردند عنوانهايى مانند قواعد هجاء يا املاء يا علم خط قياسى و يا علم خط اصطلاحى به وجود آمد و مردم در نوشتههاى خود از استعمال هجاى قديمى كلمات دورى كردند ولى نويسندگان مصاحف صورتهاى جديد كلمات را در كتابت مصحف به كار نبردند و بر صورتهايى كه در مصاحف عثمانى اصلى بود محافظت كردند و لذا دانشمندان ميان دو روش و بلكه سه روش در كتابت تمايز قائل شدند . ابن درستويه در مقدمه كتاب « الكتاب » « 3 » مىگويد : « كتاب خدا را ديديم كه هجاى آن قابل مقايسه نيست و نمىتوان با خط آن مخالفت كرد و بايد آنچه كه در مصحف آمده پذيرفت و نيز علم عروض را ديديم كه عبارت است از شمارش الفاظى كه ساكن و يا متحرك هستند و غلطى در آن راه ندارد و
هامش
( 1 ) ابن قتيبه در ( ادب الكاتب ، ص 253 ) هنگامى كه در مورد رسم الف به صورت واو در كلمههاى ( الصلاة و الزكوة و الحيوة ) بحث مىكند مىگويد : « اگر نبود كه مردم به اين سه حرف عادت كردهاند و نمىتوان با آنها مخالفت نمود ، بهترين چيز نزد من اين بود كه همه اينها با الف نوشته شود . »
( 2 ) بنگريد به : نصر الهورينى ، ص 26 و نيز : ابن فارس ، ص 11 .
( 3 ) ص 5 .