اظهار مىدارند كه آن را در مصحف شهر خود نيز بدين گونه ديدهاند « 1 » يا اينكه در مواردى بعضى از روايات را در پرتو مصاحفى كه نزد آنان بود ، تصحيح مىكردند . « 2 »
بنابراين ، ما در بررسى رسم عثمانى در اين بحث ، نخست به رواياتى كه از طريق كتابهاى تأليف شده در اين زمينه به دست ما رسيده ، اعتماد خواهيم كرد و در مرحله دوم به مصاحف قديمى خطى كه امكان دسترسى به آنها بوده و در كتابخانههاى اسلامى نگهدارى مىشود ، توجه خواهيم نمود .
اولا : كتابهايى كه درباره رسم تاليف شده
پيش از آنكه مهمترين تأليفاتى را كه در اين موضوع نگاشته شده و ما به آنها استناد خواهيم كرد ، نام ببريم ، به اين مطلب اشاره مىكنيم كه يكى از انگيزههاى تأليف كتاب در اين زمينه ، علاوه بر علاقهاى كه به كتاب وجود داشته ، اين بوده كه بسيارى از هجاى كلمات در مصحف به چند صورت آمده « 3 » و با قواعد هجايى كه در آن زمان شايع بود ، مطابقت داشته است ولى مردم پس از تدوين علوم و به كارگيرى گسترده كتابت به يكسان كردن قواعد هجاء مايل شدند و مدارس نحوى در بصره و كوفه به وجود آمد و يكى از مشغوليتهاى مهم دانشمندان اين دو شهر ، پيدا كردن راهى آسان براى نگارش بود و شعار آنها اين بود كه اصل در نگارش مطابقت خط با تلفظ با در نظر گرفتن ابتدا به كلمه و يا وقف بر آن است . و لذا مردم بتدريج به سوى استعمال صورتهاى جديد هجاى كلمات روى آوردند ولى كاتبان مصاحف علاقه داشتند كه از رسم قديمى مصاحف فراتر نروند و به روش كتابت قرآن كريم توجه خاصى شد . به اضافه اينكه ارتباط رسم الخط با قرائتها ، در محافظت بر رسم كلمات به صورت قديمى آن عامل مهمى بود . و از اينجا بود كه دانشمندان علم قرائت و علوم عربى از همان آغاز سعى كردند كلماتى را كه در قرآن به صورتى مخالف با اصطلاح مردم و در دورههاى اخير نوشته شده بود مشخص كنند و نتيجهء اين تلاشها ، فهرست طولانى از نامهاى كتابهايى شد كه در موضوع رسم مصحف نوشته
هامش
( 1 ) مثلا بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 14 .
( 2 ) بنگريد به : همان مصدر ، ص 35 ، 76 و 103 .
( 3 ) بنگريد به : ابن خلدون ، مجلد 1 ، ص 791 .