تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
هامش
جنبه فنى كتابت و صنعت خطاطها دلالت دارد . اصطلاح « هجاء » از هجوت الحروف و تهجّيتها هجوا و هجاء مشتق شده است ( بنگريد به : ابن منظور ، ج 20 ، ص 228 ) و ابن ابى داود هجاء را با هاء و به صورت هجاه ناميده است ( المصاحف ص 117 ) اين از باب تقطيع لفظ با حروف آن مىباشد ( ابن سيده ، ج 13 ، ص 3 ) و تلفظ به اسماء ( مسميات ) حروف در مقام بيان مفردات آن ( بنگريد به : جعبرى 5 أ و قسطلانى ، ج 1 ، ص 283 و دمياطى ، ص 10 ) مثلا مىگويى : هجاى بكر چيست ؟ جواب مىدهند : باء و كاف و راء ( ابن جنّى : سرّ صناعة الاعرابى ( خطى ) برگ 291 ب ) گويا كه هجاء تعداد حروف نوشته شده است چنين معلوم مىشود كه بيشتر مصادر اوّلى كه در موضوع خط و كتابت نوشته شده ، به عنوان « هجاء » يا « هجاء المصاحف » شناخته مىشد و اصطلاح « هجاء » از اصطلاح « خط » نيز اخصّ است . اين مطلب از تأمل در سخن ابن در ستويه در كتاب « الكتاب » فهميده مىشود او پس از صحبت مختصر دربارهء بعضى از صورتهاى حروف و عذر خواهى از تفصيل مطلب مىگويد : ( ص 69 ) « . . . تا كتاب از حد هجاء خارج نشود ، و تفصيل مطلب را در كتاب تعليم خط بيان خواهيم كرد ان شاء اللّه » و اما اصطلاح « رسم عثمان » يا « رسم مصحف » به نظر مىرسد كه در زمان نسبة متاخرى ظاهر شده است ، زيرا هيچ يك از كتب لغت براى ماده « رسم » معنايى كه مربوط به خط باشد ذكر نمىكند و اصل معناى « رسم » همان اثر است و رسم هر چيزى اثر آن است و جمع آن « رسوم » مىباشد ( بنگريد به : ابن دريد : الجمهرة ، ج 2 ، ص 336 و ازهرى ، ج 12 ، ص 422 و جوهرى ، ج 5 ، ص 1932 و ابن منظور ج 15 ، ص 132 ) و شايد استعمال رسم براى دلالت بر خط مصحف اشاره به اين معناست كه خط مصحف يك اثر قديمى است كه مسلمانان به حفظ آن علاقه دارند و از همين جا اصطلاح « مرسوم الخط » و يا « مرسوم خطوط المصاحف » و « رسم » و مشتقات آن پيدا شد . كتاب ابو عمرو دانى « المقنع » از اصطلاحات مربوط به كتابت مشحون است . پيداست كه او در اين كتاب علاقه شديدى به استخدام ماده « رسم » براى دلالت به خط قرآن بخصوص دارد . همين خصوصيت را در كتاب مهدوى به نام « هجاء مصاحف الاعصار » مىبينيم و در دوره‌هاى بعد از عصر دانى اصطلاح رسم به خط مصحف اختصاص يافت و اين اصطلاح در خط مصاحف غلبه استعمال يافت ( بنگريد به : هورينى ص 7 و 23 ) اگر كتابهايى كه در زمانهاى پيشين دربارهء رسم نوشته شده عنوان « هجاء المصاحف » پيدا كرده بود ، تاليفات متاخرتر بيشتر اصطلاح « رسم و مرسوم » يافته است و مىبينيم كه ابن مالك ( متوفى 672 ) در ص 332 كتاب خود اصطلاح « رسم سلفى » را به كار برده است و ابن خلدون ( متوفى 808 ه ) از فن رسم سخن مىگويد و در مجلد 1 ، ص 791 اظهار مىدارد : « اى بسا به فنّ قرائات ، فن رسم نيز اضافه شده و آن اوضاع حروف قرآن در مصحف و رسوم خطى است » قلقشندى نيز ( ج 3 ، ص 172 ) اصطلاح رسم را به كار برده و گفته : به رسم ، اصطلاح سلفى نيز در مقابل اصطلاح عرفى گفته مىشود و تنسى ( متوفى 899 ه ) از رسم مصحف صحبت مىكند و در برگ 2 ، أ رسم مصحف را يك علم معرفى مىكند و تمام مطالب مربوط به بيان زايد و ناقص و بدل و موصول و مانند آنها را علم رسم مىنامد و مطالبى را كه مربوط به علامت حركت و سكون و شدّ ، و مدّ و مانند آنهاست ، علم ضبط مىخواند و ما در فصل بعدى درباره آن سخن خواهيم گفت . صاحب مفتاح السعادة ( ج 2 ، ص 229 ) آن را « علم رسم كتابة القرآن فى المصحف » مىنامد و ابن خلدون ( مجلد 1 ص 791 ) اصطلاح « رسم مصحفى » را به كار مىبرد . و همين اصطلاح را نصر الهورينى ( ص 26 و 151 ) در مقابل اصطلاح خط قياسى استعمال مىكند و اصطلاح املاء يا رسم املايى مرادف خط و هجاء است . على رغم اين معانى خصوصى كه هر يك از اين اصطلاحها داشته است ، همه آنها به طور كلى به عنوان كلمات مترادف به كار رفته است مگر اصطلاح رسم مصحفى كه به خط قرآن اختصاص دارد . ما در اين بحث اين اصطلاحات را به معناى عام آنها به