اصحاب ، قرآن را در خلافت عثمان به هنگام نسخه بردارى مصاحف مرتب ساختند . « 1 »
خامسا : تعداد مصحفها و تاريخ نسخه بردارى آنها
روايت زهرى از انس كه پيش از اين آورديم دلالت دارد كه پس از آنكه زيد و گروه همراه او عمل نسخه بردارى مصاحف را از روى صحيفهها انجام دادند ، عثمان آن صحفهها را به حفصه باز گردانيد « 2 » و به هر منطقه مصحفى از مصحفها را كه نسخه بردارى شده بود فرستاد و دستور داد كه غير از آنها تمام قرآنها را كه در صحيفهها و يا مصحفها بود بسوزانند .
در اين روايت نه به تعداد مصحفهاى نوشته شده و نه به نام شهرهايى كه اين مصاحف به آنجا فرستاده شد ، اشاره نشده است و تنها به اين اشاره شده كه مصحفها را به سرزمينهاى حكومت اسلامى آن زمان فرستادند و اين عبارت دلالت دارد بر اينكه تعداد اين مصحفها زياد بوده ، بخصوص اينكه هدف از اين كار يكسان كردن مصاحف و قرائت قرآن در تمام شهرهاى اسلامى بود . پس اين انتظار وجود داشت كه به هر شهر و يا منطقهاى يك مصحف فرستاده شود ، ولى در رواياتى كه از نسلهاى پس از نسل صحابه نقل شده ، به تعداد اين مصاحف اشاره شده است و ابن ابى داود در اين باره دو روايت نقل مىكند :
يكى از حمزهء زيات ( متوفى 156 ه ) كه طبق آن ، مصاحف چهار تا بوده كه يكى را به كوفه فرستادند ، و روايت دوم از ابو حاتم سجستانى ( متوفى 255 ه ) است كه تعداد مصاحف را هفت تا مىداند كه يكى از آنها به مكه و ديگرى به شام و سومى به يمن و چهارمى به بحرين و پنجمى به بصره و ششمى به كوفه فرستاده شد و يكى از آنها هم در مدينه ماند « 3 » ولى از دو مصحف يمن و بحرين خبرى در دست نيست . « 4 » و در روايت قرطبى آمده است
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن حجر ، ج 10 ، ص 393 و قسطلانى ، ج 1 ، ص 59 .
( 2 ) روايت شده است كه صحيفه را عبد اللّه بن عمر پس از مرگ حفصه تصاحب كرد و مروان والى مدينه آهنگ او كرد و آن را از او گرفت و تلف كرد و يا سوزانيد و از اين ترسيد كه ميان آن و نسخه عثمان اختلافى وجود داشته باشد ( بنگريد به : ابن ابى داود ، ص 21 و مكى : الابانة ، ص 26 ) .
( 3 ) المصاحف ، ص 34 و بنگريد به : مكى : الابانه ، ص 29 و دانى : المقنع ، ص 9 و سيوطى : الاتقان ، ج 1 ، ص 172 .
( 4 ) بنگريد به : جعبرى برگ 67 ب و سيوطى : الاتقان ، ج 1 ، ص 224 .