كه عثمان قرآنهاى مادر را به عراق و شام و مصر فرستاد . « 1 » و ملاحظه مىكنيم دانى كه درباره رسم و خط اين مصحفها سخن مىگويد ، تنها به مصاحف مدينه و مكه و كوفه و بصره و شام و ساير بلاد عراق اكتفا مىكند . « 2 »
اگر اين روايتها در تعيين تعداد مصاحفى كه خليفه سوم به شهرها فرستاد قاطعيت ندارند ، تأمل در انگيزه اين كار كه موجب يكسان كردن مصاحف شد ، اين اجاره را به ما مىدهد كه بگوييم به تمام شهرهاى اسلامى نسخهاى از اين مصحفها كه در ترتيب و هجاء يكسان بودند رسيده است ، خواه اين نسخه كار آن گروهى باشد كه خليفه سوم تعيين كرده بود و خواه نسخهاى باشد كه از روى اين نسخهها نوشته شده است و چون مصحفهاى مدينه به شهرها رسيد ، مسلمانان به سرعت از روى آنها نسخه بردارى كردند و نسخههاى خود را با آنها مقابله نمودند .
براى كامل كردن گامى كه جهت يكسان كردن مصاحف برداشته شد ، خليفه دستور داد كه تمام قطعهها و مصاحفى كه از جانب بعضى از صحابه نوشته شده بود سوزانده شود تا جلوى هرگونه اختلافى چه در رسم و چه در قرائت گرفته شود . و تمام كسانى كه نزد آنها چيزى از قرآن بود ، آنها را سوزاندند و اين به خاطر اطمينانى بود كه بر مصحف عثمانى داشتند ، زيرا پايههاى آن بر نوشتههاى زمان پيامبر استوار شده بود و تمام صحابه و تابعين در مدينه و ساير شهرها آن را پذيرفته بودند و غير از عبد اللّه بن مسعود و تابعان او از اهل كوفه ، هيچ كس از اين كار تخلف نكرد . ابن مسعود از اينكه زيد بن ثابت را براى انجام اين كار انتخاب كرده بودند و نه او را ، ناراضى بود و لذا در آغاز از اينكه مصحف خود را تحويل بدهد سرباز زد و به پيروان خود دستور داد كه مصحفهاى خود را مخفى كنند . « 3 »
ابوبكر انبارى گفته است : « 4 » آنچه در اين باره از عبد اللّه بن مسعود سر زد و اين عمل را انكار نمود ، از روى غضب بوده و نمىتوان به آن عمل كرده و آن را اخذ نمود . و شك نيست كه او پس از فروكش شدن غضب ، حسن انتخاب عثمان و ساير اصحاب را فهميد و با آنها
هامش
( 1 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 1 ، ص 54 .
( 2 ) المقنع ، ص 1 .
( 3 ) بنگريد به : ابو عبيد : فضائل القرآن ، لوح 26 و ابن سعد ، ج 2 ، ص 343 و ابن ابى داود ، ص 15 - 14 .
( 4 ) قرطبى ، ج 1 ، ص 53 و بنگريد به : ابن ابى داود ، ص 18 .