تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و پس از آن نيز پنج سال چنين بود تا اينكه در سال چهلم هجرى معاويه سر كار آمد و او به اين كار اشتغال داشت تا در سال چهل و پنج هجرى از دنيا رفت . « 1 » با اين وصف طبيعى بود كه ابو بكر ، زيد بن ثابت را با اقتدا به پيامبر ، متولّى كتابت قرآن كند و نيز عثمان او را متولى امر گروهى كند كه به نسخه بردارى مصحفهاى يكسان مشغول بودند ، زيرا كه او در اين زمينه داناتر و ماهرتر از ديگران بود . قاضى ابو بكر باقلانى مىگويد : « 2 » درستى انتخاب زيد از اينجا روشن مىشود كه امروز اگر يكى از ما بخواهد مصحفى نوشته شود كه نسخه امام و پيشوا باشد از مردم زمان خود كسى را انتخاب نمىكند كه از لحاظ حفظ قديمىتر و يا شجاع‌تر و آگاه‌تر باشد بلكه كسى را انتخاب مىكند كه ضبط و خط او از همه زيباتر باشد و از همه با فهم‌تر باشد نه كسى را كه صفات آنچنانى داشته باشد . باز طبيعى است كه عبد اللّه بن مسعود كه هنگام نسخه بردارى مصاحف در كوفه بود ، « 3 » در اين كار شركت نكند ، به اضافه اينكه او از كاتبان وحى كه براى پيامبر كتابت مىكردند ، نبود ، « 4 » با اينكه او كتابت مىدانست ولى اين امتيازى است كه هر كس آن را داشته باشد ، در كارى مانند كتابت مصحف مقدم مىشود . البته اين بدان معنا نيست كه ابن مسعود را در علم قرآن دست كم بگيريم . او از جمله نخستين كسانى بود كه در مكه مسلمان شدند و او كسى بود كه از دهان پيامبر هفتاد و چند سوره را اخذ كرده بود « 5 » و او كسى است كه پيامبر وقتى قرائت قرآن او را شنيد ، فرمود : « كسى كه دوست دارد قرآن را با نشاط و آنچنان كه نازل شده است بخواند ، مانند قرائت ابن ام عبد بخواند » « 6 » ولى زيد علاوه بر حفظ ، در رسم قرآن
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن سعد ، ج 2 ، ص 359 درباره سال درگذشت زيد اختلاف نظر وجود دارد ولى بيشتر مصادر همان را گفته‌اند كه در متن آمد . بنگريد به : ابن سعد ، ج 2 ، ص 360 و ابن قتيبه : المعارف ص 113 و ابن عبد البر ، ج 2 ، ص 540 و ذهبى : سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 316 - 315 و معرفة القرّاء الكبار على الطبقات و الاعصار از همين نويسنده ط 1 ، قاهره ، دار الكتب الحديثية ، 1969 ، ج 1 ، ص 37 . ( 2 ) نكت الانتصار ، ص 369 . ( 3 ) ذهبى : سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 349 و بنگريد به : ابن سعد ، ج 6 ، ص 13 . ( 4 ) نامهاى نويسندگان پيامبر و كاتبان وحى را پيش از اين آورديم . ( 5 ) ابن سعد ، ج 2 ، ص 344 . ( 6 ) ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 35 و بنگريد به : ابن جزرى : غاية النهاية فى طبقات القراء ، قاهره ، مكتبة الخانجى 1932 ، ج