را گرد مىآورى و گرد آمده را پراكنده مىسازى ، و به حق اسمى كه بدان حق و باطل را از يكديگر جدا مىسازى و به حق آن اسمى كه بدان پيمانهء درياها و تعداد ريگها و وزن كوهها را مىدانى ؛ كه برايم چنين و چنان كنى .
و آن حضرت عليه السّلام روى به من نمودند تا آنكه به عرفات رسيديم و بر آن دعا مداومت داشتم ، وقتى كه از عرفات به مزدلفه رفتيم و شب را آنجا مانديم . [ در عالم خواب ] رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله را رؤيت نمودم ، و به من فرمودند : آيا به حاجتت رسيدى ؟
عرض كردم : كدام حاجت ، اى رسول خدا ؟
فرمودند : آن مرد ، صاحب الامر عليه السّلام بود . و آنگاه يقين پيدا كردم . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 294 .