- نصر اللّه در طول روزگاران ، يار و همدم اوست و چه همدم و يار نيكويى دارد !
از جملهء آثارش شرح نهج البلاغه و ريحانة النحو است كه شيخ احمد نحوى حلى در قصيدهاى مدحيه آن را ياد كرده و ستوده است . قصيده چنين شروع مىشود :
- اى آفتاب دلفروز ، پردههاى مرا يكسو زدى و نهانم را آشكار كردى .
- و اى اختران فروزان ، تيرگى مرا برملا كرديد و شرمندهام ساختيد .
- آفتابى كه زيبايى چهرهاش از جمال خورشيد آسمان و دلربايى آهوان زيباتر است .
در ادامه مىگويد :
- تو از آل موح هستى كه ستارگان آسمان والايى و ماههاى جهانتاب بخشش و افتخارند .
- از خاندان بزرگوارى هستى كه دلاورى و توانايىشان ، اسطورهء اسكندر را از يادها برده است .
- و جود و عطايشان ياد جعفر و فضل ربيع برمكى را از خاطرها سترده است .
- هيچ عصرى از شهرت و نامشان خالى نبوده است و مانند هلال ماه بر جبين اعصار درخشيدهاند .
- مخصوصا آن شخصيت بزرگوارى كه همهء بزرگان در برابر دانش و برترى غير قابل انكار او سر تعظيم فرود مىآورند .
- اوست كه نهج البلاغه را جامهء شرح پوشانده ، و نكتههاى پوشيدهء آن را آشكار كرده است .
- من از كتاب ريحانة النحو در شگفتم كه چگونه در طول روزگاران پژمرده و كهنه نشده است .
- سلافة « 1 » را رها كنيد ، زيرا كه در اين كتاب ، هربيتى بادهاى مسكر است .
- و از يتيمه « 2 » هم سخن نگوييد ، زيرا كه اقيانوس شعر شاعر ما انواع گوهرها را به ساحل خود انداخته است .
هامش
( 1 ) . مراد سلافة العصر سيد على خان مدنى است كه در همين جلد از الغدير دربارهء آن سخن گفتيم .
( 2 ) . مراد كتاب يتيمة الدهر ثعالبى نيشابورى است كه در چهار مجلد به چاپ رسيده است .