تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
چون مىدانست كه نماز و ديگر عبادات مايهء تقرب ، هيچ مسلمانى را سود نمىدهد مگر با ايمان و عمل به ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام « 1 » ، و ضمنا خودش را خوب مىشناخت و بىبهره از آن ولايت مىديد ، مىدانست كه چه پشت سر پيشنماز عادل نماز بخواند و چه پشت سر آدم جائر و از دين برگشته ، در هرصورت نمازش پذيرفتهء درگاه الهى نخواهد بود و يكسان است ؟ اگر او واقعا ملاك صلاحيت پيشنمازى را غلبه و تسلط نظامى مىدانست ، پس چرا پشت سر مولا امير المؤمنين على نماز نخواند و به حضرتش اقتدا ننمود ، در حالى كه در جنگ جمل و جنگ نهروان غلبه با وى بود و در صفين نيز مغلوب نگشت ، بلكه در حالى كه چيزى به غلبه‌اش نمانده بود ، عمروعاص حيله‌اى به كار برد و جمعى از ساده‌لوحان را فريفت ، ولى در همان حال ، انديشمندان و صاحبنظران ترديدى به خود راه ندادند . تازه پيش از اين جنگ‌ها كه بيعت عمومى براى خلافت على صورت گرفته بود و هيچ مخالف و معارض و رقيبى در ميان نبود تا مسئله غالب و مغلوب بودن مطرح شود ، و امام عادل و بر حق نيز بر مسند خلافت تكيه زده بود ، چرا در آن هنگام ، پسر عمر به وى اقتدا نكرد و او را به پيشنمازى برنگزيد ؟ در آن حال كه كار خلافتش به تحقق پيوسته و بيعتش به انجام رسيده بود . اگر به راستى ملاكش براى اقتدا تحقق شرط بيعت بود ، چرا به وى اقتدا ننمود ؟ اين نجدهء خارجى كيست كه پسر عمر پشت سرش نماز خوانده و به او اقتدا كرده است ؟ او چه وقت بر همهء كشورهاى اسلامى چيره گشته و غلبه كرده است ؟ اصلا او چه اعتبار و ارزشى دارد و نماز خواندن پشت سرش را چه اعتبارى است ، آن هم پشت سر كسى كه از خوارج است و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خوارج را از دين به در شده خوانده و فرموده است : عده‌اى از امتم خروج خواهند كرد كه قرآن مىخوانند ، ولى قرآن خواندن شما هيچ ربطى به قرآن خواندن آنها ندارد و نه نمازتان ربطى به نمازشان و نه روزه‌تان ربطى به روزه‌شان . قرآن را در حالى مىخوانند كه مىپندارند قرآن مخصوص ايشان است ، در حالى كه عليه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 301 .