تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
پاكى و شرافت و بزرگى ؟ پسر عمر روزى كه با حجاج تبهكار و سفاك بيعت مىكرد ، از ياد برده بود كه وقتى به او گفتند : چرا با امير المؤمنين عبد اللّه بن زبير بيعت نمىكنى ، در حالى كه مردم حجاز و بسيارى از اهالى شام با او بيعت كرده‌اند ؟ جواب داده و عذر آورده و گفته بود : به خدا تا وقتى شما شمشير به دست گرفته و خون مسلمانان را مىريزيد ، با شما بيعت نخواهم كرد . « 1 » پسر عمر چطور با حجاج بيعت كرد ، وقتى كه مىديد دارد خون مسلمانان را مىريزد و مىآشامد ؟ خون توده‌هاى مردمى پاكدامن و شريف و ديندار را ، خون‌هاى پاك شيعهء خاندان پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را . چگونه با او بيعت كرده ، حكومتش را به رسميت شناخت و شرعى شمرد و پشت سرش نماز جماعت خواند ؟ او كه قسم خورده بود تا اختلاف و جنگ داخلى برپاست ، با هيچ كس بيعت ننمايد . چگونه و به موجب كدام كتاب آسمانى و كدام سنت سوگندش را زير پا نهاد و با عبد اللّه بن زبير بيعت كرد و پس از آنكه سران خوارج ، همان دشمنان اسلام و از دين برگشتگان ، امثال نافع بن ازرق و عطية بن اسود و نجدة بن عامر با او بيعت كردند ، دست لرزانش را در دست عبد اللّه بن زبير نهاد و او را خليفهء مسلمانان شناخت ؟ « 2 » كاش من و همكيشانم مىدانستيم مگر در شريعت اسلام جايى و مقامى براى غلبه و تسلط نظامى هست و اين اعتبارى دارد تا مسلمان در امر نمازش كه ستون دين است و برترين كار امت محمد صلّى اللّه عليه و آله ، بدان تكيه و استناد نمايد ؟ يا اقتدا در نماز جمعه و جماعت بر مدار تحقق بيعت و اجماع امت مىگردد و بر اين استوار است كه كشمكش امام با مخالفانش و آنان كه عليه وى سر بر داشته‌اند ، از ميان برخيزد ؟ يا نه ، اين عذر و بهانه‌ها ساخته و پرداختهء پسر عمر خواب و خيال است و پندارهاى بىاساس و دروغ‌ها كه بافته است ؟ نابخردى پسر عمر را باش كه مىپندارد امت اسلام حرف‌هاى چرند او را باور خواهد كرد و او را در ارتكاب جناياتش معذور خواهد شمرد ، غافل از اين‌كه عذر و
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى : 8 / 192 . ( 2 ) . همان : 8 / 193 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 75 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى