گفت : خدا از سر تقصير پسر عمر درگذرد ، حقيقت اين است كه رسول خدا فرمود : مرگ ناگهانى تخفيفى است براى مؤمنان و خشمى كه گريبانگير كافران مىشود . « 1 »
2 - بخارى اين سخن را از پسر عمر نقل كرده كه گفت : پيامبر در برابر كشتگان بدر ايستاده ، فرمود : آيا ديديد وعدهاى را كه پروردگارتان به شما داد ، راست درآمد ؟ و افزود : اينها اكنون آنچه را مىگويم ، مىشنوند . اين را براى عايشه گفتند ، گفت : پيامبر خدا فرمود : اينها اكنون مىدانند كه آنچه برايشان مىگويم ، راست است .
احمد حنبل به اين عبارت آورده است : پيامبر خدا در برابر كشتگان جنگ بدر ايستاد و فرمود : اى فلان ! اى به همان ! آيا ديديد وعدهاى را كه پروردگارتان به شما داده ، راست درآمد ؟ به خدا اينها اكنون سخنم را مىشنوند . يحيى مىگويد : عايشه گفت : خدا از سر تقصير پسر عمر درگذرد ، زيرا او اشتباه فهميده است . در حقيقت پيامبر خدا فرمود : به خدا اينها اكنون مىدانند كه آنچه را برايشان مىگفتم ، راست درآمده است ، و مىدانيم كه خداى متعال مىفرمايد : تو نمىتوانى مردگان را شنوا سازى « 2 » ، و سخن خود را به كسانى كه در گورند ، بشنوانى « 3 » . « 4 »
3 - حكيم ترمذى در نوادر الاصول اين روايت را از پسر عمر ثبت كرده كه رسول خدا فرمود : عرش از مرگ سعد بن معاذ به لرزه درآمد . ابو عبد اللّه مىگويد : عدهاى اين حديث را تأويل كرده و گفتهاند : عرش تختى است كه او را به رويش حمل كردهاند ، و به حديثى استناد نمودهاند كه پسر عمر به نقل و تأويل آن پرداخته است . جارود نيز همينگونه براى ما روايت كرده ، مىگويد : جرير از عطاء بن سائب ، از مجاهد ، از قول پسر عمر چنين مىگويد : روزى حديث سعد را كه عرش از عشقى كه خدا به ديدار سعد دارد ، به لرزه در مىآيد ، براى او خواندند ، پسر عمر گفت : عرش به خاطر مرگ هيچ كس به لرزه در نمىآيد ، بلكه تختى است كه او را به رويش حمل كردهاند . مىگويد : اين است مقدار دانش پسر عمر ، خدا بيامرز ، دربارهء آنچه دريافته و شنيده است ، و برتر از هردانشمندى
هامش
( 1 ) . الاجابة ، زركشى 119 .
( 2 ) . نمل 27 / 80 .
( 3 ) . فاطر 35 / 22 .
( 4 ) . مسند ، احمد حنبل : 2 / 31 .