احمد حنبل روايتى از عايشه ثبت كرده است كه چون شنيد پسر عمر از قول پدرش روايت مىكند كه پيامبر خدا فرمود : مرده از گريستن خويشانش بر وى معذب مىشود ، گفت : خدا عمر و پسرش را بيامرزد . به خدا آنها نه دروغگويند و نه دروغساز و نه چيزى از خود افزودهاند ؛ در حقيقت ، پيامبر خدا اين سخن را در مورد مردى يهودى فرمود كه از كنار خويشانش مىگذشت و ديد بر او مىگريند ، فرمود : اينها بر او مىگريند و خداى عز و جل او را در گورش عذاب مىكند . « 1 »
احمد حنبل در مسند همين مطلب را به عبارت ديگرى نيز روايت كرده است كه در چند صفحه بعد خواهد آمد . ما نيز دربارهء اين روايت كه از چندين صحيح و مسند نقل نموديم ، بحث كرده و حقيقت را به طور قطعى روشن ساختهايم . « 2 »
5 - بخارى در فصل اذان از صحيح « 3 » خويش روايتى از قول پسر عمر ثبت كرده است به اين مضمون : رسول خدا فرمود : بلال در شب اذان مىگويد : پس بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه ابن ام مكتوم ندا در دهد . اين از احاديثى است كه در موردش عايشه بر پسر عمر ايراد گرفته و گفته است : پسر عمر اشتباه كرده و صحيح اين است : ابن ام مكتوم در شب ندا در مىدهد پس بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه بلال اذان بگويد . وليد اينطور يقين دارد و ابن خزيمه و ابن منذر و ابن حبان از چندين طريق از شعبه به همين صورت روايت و ثبت كردهاند . طحاوى و طبرانى هم از طريق منصور بن زاذان از خبيب بن عبد الرحمن به همين صورت ثبت كردهاند .
بيهقى در سنن مطلب را چنين نوشته است : عايشه گفت : رسول خدا فرمود :
ابن مكتوم مرد نابينايى است ، هرگاه اذان گفت ، شما بخوريد و بياشاميد تا آنگاه كه بلال اذان بگويد . عايشه مىافزايد كه بلال طلوع فجر را مىديد . وى نيز مىگفت : پسر عمر اشتباه كرده است . « 4 »
ابن حجر مىنويسد : ابن عبد البر و عدهاى از علماى حديث اظهار داشتهاند كه آن
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 6 / 281 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 6 / 151 .
( 3 ) . صحيح بخارى : 2 / 6 .
( 4 ) . سنن بيهقى : 1 / 382 .