برابر آتش دوزخ مصونيت پيدا كند و از عذاب ايمن باشد ، عنصرى كه حق مردم را بىحساب خورده و خونها ريخته و ناموسها بر باد داده و دارايىها غارت كرده و به مقدسات اهانت نموده كه شفاعت هيچ معصومى شامل حالش نمىتواند شد ، چه ارزشى باقى مىماند براى تهديدات و وعده و وعيدهاى قرآن ؟ اين خواب و خيالى بيش نيست . اين ، تصورى جعلى است كه بر خلاف موازين الهى و حكم قرآن و سنت به منظور بزرگكردن پسر ابوسفيان و تكريم خاندان پليد و پلشت وى ساخته و پرداختهاند .
آيا براى كسى كه مختصر بهرهاى از علم و حديثشناسى داشته باشد ، رواست كه مثل ابن حجر به چنين روايات پوشالى و بىاساس اتكا نمايد و آن را سندى بداند براى اثبات امامت راستين آن مردك و خلافت بر حقش ؟ گويى وقتى اين حرف را در كتاب صواعق و در حاشيهء آن « 1 » مىنوشته ، همه حقايق و روايات و مطالبى را كه در كتب شرح حال و تاريخ ثبت است از ياد برده و اصول مسلم و حقايق اساسى اسلام را ناديده گرفته است . آرى ، دوستى تعصبآميز آدمى را كر و كور مىسازد .
روايت سوم
هرگاه به سلطنت رسيدى نيك رفتارى كن .
اين روايت و ديگر رواياتى كه به همين معناست - مثل آنكه مىگويد : چون عهدهدار حكومت گشتى ، از خدا بترس و به عدالت رفتار كن « 2 » ، و هان ! تو پس از من عهدهدار حكومت بر امتم خواهى گشت و هرگاه چنين باشد ، عذر نيكوكاران را بپذير و از خطاكاران درگذر - همگى سندش منتهى به خود معاويه مىشود و در نقلش هيچيك از اصحاب شركت نكردهاند . بنابراين ، استنادكردن به آنها براى اثبات فضيلت و افتخارى براى معاويه بدان مىماند كه روباهى دم خويش را به شهادت گيرد . وانگهى وى به شهادت تمام كسانى كه معاصرش و شاهد رفتار و زندگانىاش بودهاند و در ميانشان
هامش
( 1 ) . ر ك : تطهير الجنان 32 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 362 .