تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
بىفايده است . در نتيجه ، درمىيابيم كه به هنگام سلطنت هرگز نيك رفتارى ننموده و چون عهده‌دار امور حكومتى گشته ، پرهيزكارى نكرده و عدل و داد نورزيده و نه عذر نيكوكاران را پذيرفته و نه از خطاى بدكاران درگذشته است . بنابراين ، آن حرفها برايش نه بشارت ، بلكه اتمام حجت و تهديد و اخطار بوده است ، و پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله مىدانسته كه او به هيچ وجه نيك رفتارى و دادگسترى و پرهيزكارى نخواهد كرد و به همين جهت ، خواسته از آگهى و اخطار و ابلاغ هيچ دريغ ننموده باشد تا كيفر بدرفتارى و ستم گسترى و فساد انگيزى او سنگين و به مقدار باشد . حال ، اين معنا كجا و مفهومى كه ابن حجر براى آن روايات - به فرض كه صحيح باشد - تصور كرده كجا ! تصورى بى جا كه سلطنت معاويه حكومتى شايسته و پسنديده است و خلافتى الهى و جانشينى پيامبر ! و حال آنكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به سلطنت وى چنين اشاره مىفرمايد : در آن لغزش‌ها و انحرافاتى خواهد بود « 1 » ، و به او هشدار مىدهد كه اى معاويه ! اگر بخواهى سر از كارهاى خصوصى و پنهانى مردم درآورى ، آنان را فاسد خواهى كرد يا مىروى كه فاسدشان كنى « 2 » ، و نيز سخنان ديگرى دربارهء او و سلطنتش . اگر ابن حجر به فرض كه روايات مذكور را راست پنداشته باشد ، به لحن كلام و رموز گفتگو وارد بود و نمىخواست خود را به نفهمى بزند و گوشش كر و ديدهء بصيرتش كور نمىبود ، مىفهميد كه آنها به مذمت معاويه بيشتر شبيه است تا به مدح و تمجيدش ، و اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در صدد اخطار به او نبود و نمىخواست سركوبش كند و سرزنشش نمايد ، به پيروانش دستور نمىداد كه او را هروقت بر فراز منبرش ديدند ، بكشند و به مردم اعلام نمىنمود كه معاويه و دار و دسته‌اش تجاوزكار مسلخ داخلى هستند و قاتل عمار ياسر ، و نيز معاويه و همدستانش را منحرفان ستمگرى كه جنگيدن با آنها وظيفهء مسلمانان است ، نمىشمرد و به جانشين خويش امام راستين امير المؤمنين على عليه السّلام دستور نمىداد كه با او بجنگد و اصحاب عادل و نيك رفتارش را مأمور مبارزه با او و برملا ساختن نقشه‌هاى شوم و بدعت‌هايش نمىنمود و خيلى دستورات ديگر را نمىداد .
هامش
( 1 ) . الخصائص الكبرى : 2 / 116 . ( 2 ) . سنن ابى داود : 2 / 269 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 546 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى