داده و سنتى ننگين برقرار گردانيده كه تا پايان دولت باطل امويان دوام يافته است .
آيا از چنين ناسزاى بد زبان فحاشى كه به مقدسات و افتخارات امت اهانت مىكند ، مىتوان روايت كرد يا حديث پذيرفت و به آنچه دربارهء امور دينى يا دنيوى مىگويد ، استناد و اعتماد نمود ؟
به علاوه در سند روايت هرگاه به سلطنت رسيدى ، نيك رفتارى كن ، نام عبد الملك بن عمر هست . احمد حنبل مىگويد : او روايتش بسيار مشوش است ، با اينكه كم روايت كرده است . من حتى پانصد حديث از او سراغ ندارم و در بسيارى از آنها خطا كرده است . ابن منصور مىگويد : احمد حنبل او را به شدت تضعيف كرده است . ابن معين مىگويد : حواس پرت بوده است . عجلى مىگويد : قبل از مردن حافظهاش مختل شده است . ابن حبان هم مىگويد : تدليس مىكرده است . « 1 »
همچنين نام اسماعيل بن ابراهيم مهاجر هست كه ابن معين و نسائى و ابن جارود ضعيف و سست روايتش خواندهاند ، و ابو داود مىگويد : خيلى ضعيف و سست روايت است ، و من حديثش را نمىنويسم . ابو حاتم مىگويد : قوى نيست . ابن حبان مىگويد :
اشتباهات فاحش از او سر مىزده است . بالأخره ساجى مىگويد : دربارهاش بايد تأمل كرد . « 2 »
چون نام اين دو نفر در سند روايت آمده ، حديثشناس معروف بيهقى آن را روايتى سست خوانده است و خفاجى نظرش را تأييد كرده است « 3 » و على قارى نيز در شرح خويش كه در حاشيهء شرح خفاجى آمده است . « 4 »
مفاد روايات سهگانهء مذكور مانند ديگر روايات و اخبار مربوط به جنگهاى داخلى بايد بررسى و با تجربه و مشهودات سنجيده شود و بدون اين سنجش و تحقيق نمىتوان امتياز يا نقص و رذيلتى را براى شخص موردنظر در روايت قائل گشت . البته ، وقتى مفاد آنها را به بوتهء واقعيات خارجى و تجربهء حيات معاويه درمىآوريم ، مىبينيم ناسره و
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 6 / 412 .
( 2 ) . همان : 1 / 279 .
( 3 ) . شرح الشفا : 3 / 161 .
( 4 ) . ر ك : شرح الخفاجى : 3 / 161 .