ناظر و مراقب كارهاى بيراه او بوده است ؟ و مگر اصحاب پيشاهنگ و تابعان نيكوكار در مدينه نبودهاند و از مدينه به شهرستانهايى جز شام نرفته و دور از معاويه اقامت نگزيدهاند ؟ و مگر جملگى از پسر هند جگرخوار و آرايش بيزاى نجستهاند ؟ و مگر او با گفتار و كردار بر ضدشان عمل نمىكرده و به ايشان بد و بيراه نمىگفته است ؟
بلى ، تنى چند فرومايه شامى بودهاند كه براى برآوردن مطامع و شهوات خويش با او موافقت نموده و همداستان گشتهاند و اجتهادى كه يكى از مدارك و منابعش موافقت چنين عناصرى باشد ، چه ارزش و اعتبارى تواند داشت ؟
قياس
به نظر پيشوايان اهل سنت و جماعت ، قياسى معتبر است كه نصى بر مناط آن در قرآن و سنت وجود داشته باشد ، با آنكه نوع يا شخص آن مناط از طريق بحث و استنباط حاصل آيد . « 1 » در كارهاى معاويه و آرايش هيچ مناطى كه نصى دربارهاش وجود داشته باشد يا استنباطى صحى و قياسى بدين منوال باشد ، نمىيابيم . آرى ، قياسهايى جاهلى داشته است و خواسته احكام اسلام را به وسيلهء آن مقياسها و قياسهايش جاهليت به دست آورد . اين چگونه اجتهادى است كه قياسهايش نه اسلامى ، بلكه جاهلى است ؟
دانستيد كه اجتهاد صحيح به نظر دانشمندان اسلامى و رجال فقه و اصول چيست و مبانى و منابعش كدام است ، و معاويه از آن بس دور و بيگانه بوده است . اينك بياييد صفحهاى از صفحات مكرر و متشابه كردار اين مجتهد نافرمان و اجتهادات خارق العادهاش را از نظر بگذرانيم ، تبهكارىهاى كسى را كه ابن حزم و ابن تيميه و ابن كثير و ابن حجر و عناصر ديگرى از قماش آنها معتقدند گناهى نداشته و در همهء جناياتش بىتقصير و بىمسئوليت بوده است ، چون با اجتهاد و استنباط شخصى چنان كرده است و از آنجا كه مجتهدى خطاكار بوده ، نهتنها گناهى بر او نخواهد بود ، بلكه پاداش هم خواهد برد ، پاداش اجتهاد و كوشش فقهى خويش را !
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 10 / 344 - 349 .